مطالعات تطبیقی مذاهب فقهی

مطالعات تطبیقی مذاهب فقهی

تاثیر نسب نامشروع بر ارث در فقه امامیه و حنبلی با بررسی ادله نص، قیاس و مصالح مرسله

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری
2 عضو هیئت علمی و استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری
3 عضو هیئت علمی و دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری،ریاست دانشکده الهیات دانشگاه حکیم سبزواری
10.22034/fiqh.2026.527866.1299
چکیده
این مقاله به بررسی تأثیر نسب نامشروع بر ارث با تأکید بر ادله قیاس و مصالح مرسله در فقه امامیه و حنبلی پرداخته است. در فقه امامیه بر اساس روایات معتبر از جمله روایت صحیحه حلبی و محمد بن حسن اشعری، فرزند زنا از والدین و اقوام ارث نمی‌برد و در صورت نبود ورثه، مال او به امام یا حاکم شرع تعلق می‌گیرد. با اینحال، روایات خاص از حنان بن سدیر شرایط استثنایی را مطرح می‌کنند که در مواردی مانند اقرار به نسب، امکان ارث‌بری را فراهم می‌کند. در فقه حنبلی، با استناد به حدیث «الولد للفراش وللعاهر الحجر» نسب فرزند صرفاً به صاحب فراش محدود شده و ارث‌بری فرزند نامشروع به‌طور قاطع رد می‌شود. هرچند برخی فقهای حنبلی مانند ابن تیمیه و ابن عثیمین با تکیه بر مصالح مرسله و قیاس، در شرایطی که منازعه‌ای وجود ندارد، ملحق شدن فرزند به زانی ممکن است، اما این نظر به دلیل نص صریح حدیثی پذیرفته نشده است. در نظام حقوقی ایران، ماده ۸۸۴ قانون مدنی ارث‌بری فرزند نامشروع را از والدین نفی می‌کند، هرچند رأی وحدت رویه سال ۱۳۷۶ دیوان عالی کشور حقوق مدنی او را تقویت کرده است. این پژوهش نشان می‌دهد هر دو مکتب بر نصوص حدیثی تأکید دارند.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله العربیة

تأثیر النسب غیر الشرعی على الإرث فی الفقه الإمامی والحنبلی مع دراسة الأدلة من النص والقیاس والمصالح المرسلة

نویسندگان العربیة

اعظم شاکری 1
السید محسن آزیز 2
السید جواد خاتمی 3
1 ‎ ماجستیر فی تخصص الفقه وأصول الحقوق الإسلامیة فی جامعة الحکیم السابزواری
2 عضو الهیئة التدریسیة وأستاذ مساعد فی قسم ) الفقه وأصول القانون الإسلامی بجامعة الحکیم السبزواری
3 عضو الهیئة العلمیة وأستاذ مشارک فی قسم الفقه و اصول القانون الاسلامی بجامعة الحکیم السبزواری، ورئیس کلیة الإلهیات فی جامعة الحکیم السبزواری
چکیده العربیة

هذه المقالة تبحث فی تأثیر النسب غیر الشرعی على المیراث مع الترکیز على أدلة القیاس والمصالح المرسلة فی الفقه الإمامی والحنبلی. فی الفقه الإمامی، بناءً على روایات معتبرة مثل الروایة الصحیحة للحلبی ومحمد بن حسن الأشعری، لا یرث ولد الزنا من والدیه وأقاربه، وفی حالة عدم وجود ورثة، فإن ماله یذهب إلى الإمام أو الحاکم الشرعی. ومع ذلک، تطرح روایات خاصة مثل روایة حنان بن سدیر ظروفًا استثنائیة تسمح بالإرث فی حالات مثل الاعتراف بالنسب.



فی الفقه الحنبلی، استنادًا إلى الحدیث «الولد للفراش وللعاهر الحجر»، یُحَدَّد النسب فقط لصاحب الفراش، ویُرفض میراث الولد غیر الشرعی بشکل قاطع. ومع ذلک، فإن بعض فقهاء الحنابلة مثل ابن تیمیة وابن عثیمین، بالاعتماد على المصالح المرسلة والقیاس، یرون أن إلحاق الولد بالزانی ممکن فی حال عدم وجود نزاع، لکن هذا الرأی غیر مقبول بسبب النص الصریح للحدیث.



فی النظام القانونی الإیرانی، تنص المادة ٨٨٤ من القانون المدنی على نفی میراث الولد غیر الشرعی من والدیه، على الرغم من أن حکم محکمة التوحید القضائی عام ١٣٧٦ قد عزز حقوقه المدنیة. تظهر هذه الدراسة أن کلا المذهبین یعتمدان على النصوص الحدیثیة.

کلیدواژه‌ها العربیة

النسب غیر الشرعی
الفقه الإمامی والحنبلی
المیراث فی الفقه الإسلامی