مطالعه تطبیقی تدخین در فقه امامیه و اباضیه: بررسی دیدگاه آیت‌الله مکارم شیرازی و علامه احمد بن حمد خلیلی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه دانش های وابسته به فقه، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

2 دانشجوی دکتری مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب

چکیده

تدخین از مسائل مبتلابه در جامعه است. بنابراین، لازم می‌آید فقها در حرمت یا اباحه آن، فتوا صادر کنند. مکارم شیرازی، از علما و مراجع شیعه، و خلیلی، از علمای مذهب اباضیه، هر دو فتوا به حرمت این عمل داده‌اند. مکارم شیرازی با تمسک به قاعده لاضرر و مجازنبودن اسراف، تدخین را تحریم کرده است. قبل از وی نیز، حر عاملی به دوازده وجه، حرمت استعمال دخانیات را بیان کرده است. از غیرامامیه، خلیلی چهارده دلیل قرآنی و هفت دلیل از سنت نبوی را ادله خویش بر این فتوا می‌داند. تکثیر ادله در امامیه و غیرامامیه به معنای توجه به ابعاد مختلف موضوع است، ولی در نهایت بر دو یا سه دلیل می‌توان پای فشرد و گفت: هم در فقه شیعه و هم اباضیه فتوای حرمت تدخین به صورت واجب‌الاطاعة برای مقلدان این مراجع وجود دارد. ولی در فقه شیعه به نحوه استعمال و چگونگی صدق ضرر و مراتب آن توجه دقیق‌تری شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [العربیة]

دراسه تطبیقیة للتدخین فی الفقة الإمامی و الاباضی: دراسة المقارنة للتدخین فی فقه الامامیة و الاباضیّة، دراسة فی وجهة نظر آیة الله مکارم الشیرازی و العلّامة احمد بن حمد الخلیلی

نویسندگان [العربیة]

  • رضا اسفندیاری(اسلامی) 1
  • ابراهیم قاسمی 2
1 الاستاذ المشارک لفرع العلوم المرتبطه بالفقه فی معهد العلوم و الثقافة الاسلامیه
2 طالب دکتوراه لفرع الدراسات المقارنة المذاهب الاسلامیة، جامعة الادیان و المذاهب
چکیده [العربیة]

لا شکّ اَنّ التدخینَ من المسائل المبتلی بها فی المجتمع فعلی الفقیه اَنّ یصدر حکمه من الحرمة او الاباحه.
انّ المرجع مکارم الشیرازی و المفتی الخلیلی الاباضی اصدرا حکما بحرمة التدخین تجدر الاشاره الی انّ الشیخ الحُرّ العاملی استدلّ باثنی عشر دلیلا یقوم علی حرمة التدخین.
کما اَنّ المفتی الخلیلی استند فی حکمه بالحرمة الی اربع عشر من الآیات القرآنیة و سبع من السنة النبویة الشریفة.
فکثره الوجوه و الادله المستدلِّ بها لدی المذاهب تدل علی التوجه التام بمختلف زوایا التدخین المتعددة و لو فی نهایه المطاف اَمکن الترکیزُ فی مسألة الحُرمة علی دلیلین او ثلاثة.
فنقول: انّ کلاّ من الفقه الامامی و الاباضی ینظر الی مسأله التدخین نظرةً یجب بمقتضاها الطاعة المطلقه لهذین العالمین (ای المرجع و المفتی المذکورین اعلاه) علی المقلدین لهما فی المذهبین المزبورین.
علماً اَنّ الفقه الامامی اولیة اهتماماً ابلغ و ادّق فی تبیین نوعیة الضرر و درجاته المختلفة.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • التدخین
  • الامامیة
  • الاباضیة
  • مکارم الشیرازی
  • الخلیلی

مقدمه

دخانیات از جمله موضوعات فقهی است که به نظر کارشناسان و از لحاظ مطالعات موضوع‌شناسی، استعمال آن موجب به خطر افتادن سلامت افراد و جامعه است و در واقع نوعی ضرر به حساب می‌آید. از آنجایی که این مسئله مبتلابه است، بر مراجع است که حکم استعمال آن را در رساله عملیه خود بیاورند و نظر خویش را ابراز کنند. به طور طبیعی، به دلیل مبتلابودن طیف گسترده‌ای از جامعه به این عمل، فتوادادن به حرمت آن در جامعه مسئله‌برانگیز می‌شود و واکنش‌هایی را در مجامع مختلف در بر دارد، به طوری که فقیه می‌تواند خود این عوارض و توابع را از لحاظ حکم اولی یا ثانوی مطالعه کند.

در اینجا حکم تدخین را از دیدگاه مکارم شیرازی، از فقه امامیه، و خلیلی، از فقه اباضیه، به ترتیب بررسی می‌کنیم و مجموع ادله حر عاملی را به عنوان مؤیدی بر دیدگاه مکارم شیرازی می‌افزاییم.

1. حکم تدخین از دیدگاه آیت­الله مکارم شیرازی

مکارم شیرازی در رساله خود فتوایی مبنی بر حرمت تدخین بیان کرد که بحث و گفت‌وگوهایی را در بین اقشار مختلف جامعه برانگیخت و منجر به صدور استفتائاتی از وی شد. محافل علمی، خواستار آگاهی از مبانی و ادله این فتوا شدند. جمعی از طلاب حوزه‌های علمیه درخواست توضیح و شرح ادله آن را داشتند. مکارم شیرازی در پاسخ به ایشان چنین نگاشت:

بسم الله و له الحمد، این‌جانب از چند سال پیش این فتوا را به صورت مشروط ذکر کرده بودم و در رساله توضیح‌المسائل موجود است، که «اگر کشیدن سیگار (و سایر دخانیات) به شهادت اهل اطلاع ضرر مهمی داشته باشد، حرام است».[1] ولی اخیراً با شهادت و گواهی جمعی از پزشکان آگاه و اساتید متعهد دانشگاه و با توجه به آمارهای تکان‌دهنده‌ای که از مرگ و میر ناشی از سیگار و بیماری‌های خطرناکی که از آن نشئت می‌گیرد به ما رسید، ثابت و مسلم شد که خطرات مهم دود سیگار یک واقعیت است که حتی فرزندان افراد سیگاری و معاشران آنها از آن در امان نیستند؛ لذا فتوای تحریم به طور مطلق را دادیم، و از خدا می‌خواهیم همه مسلمانان جهان، مخصوصاً جوانان عزیز را، که نخستین قربانیان این بلای خانمان‌سوز هستند، از شر آن حفظ کند، و با هوشیاری تمام مراقب خویش و اطرافیان و دوستان خود باشند، و ان‌شاءالله زنده بمانیم و ببینیم که جامعه ما از لوث وجود این دود آلوده پاک شده است.[2]

مکارم شیرازی سپس به فشرده‌ای از مدارک و مبنای این حکم شرعی اشاره کرده و بخش مهمی از دیدگاه‌های کارشناسان خبره را درباره خطرهای سیگار و سایر دخانیات نقل کرده است.

فتوای تحریم سیگار رفته‌رفته جای خود را در میان اقشار مختلف جامعه و حتی مسلمانان خارج از کشور باز می‌کرد. این مطلب از پرسش‌های مکرری که از راه‌های مختلف به دفتر مکارم شیرازی می‌رسید، روشن و آشکار بود. گسترش این فتوا و پرسش‌های فراوان درباره آن، اقتضا می‌کرد مبانی و ادله آن به صورت فنی‌تر، با تفصیل و توضیح بیشتر بیان شود؛ بنابراین، وی در درس خارج فقه خویش، در روز چهارشنبه 14/10/1384 که جمع فراوانی از طلاب و فضلا حضور داشتند، در این باره سخن گفت، که در ادامه در ضمن بحث ادله فتوای حرمت تدخین بیان می‌شود.

ادله فتوای حرمت تدخین[3]

هرچند درباره حرمت دخانیات دلیل خاصی از آیات قرآن و احادیث معصومانb به چشم نمی‌خورد، چراکه این موضوع از جمله مسائل مستحدثه‌ای است که در عصر نزول قرآن و زندگی معصومانb وجود نداشته و در دوران غیبت کبری بروز کرده است، ولی از دو دلیل عام که این موضوع یکی از مصادیق روشن و آشکار آن است، می‌توان حکم به حرمت این عمل صادر کرد. آن دو دلیل عام عبارت‌اند از:

الف. قاعده لاضرر

قاعده لاضرر از قواعد مسلم فقه اسلامی، اعم از شیعه و اهل سنت، است و برخی آیات قرآن و تعدادی از روایات به‌روشنی دلالت بر آن دارد، حدیث «لاضرر و لاضرار» در حدّ تواتر به اثبات رسیده[4] و از طریق اهل سنت نیز وارد شده است.[5]

1. معنا و مصداق ضرر

در بیان معنای ضرر تعاریفی از علمای فقه ذکر می‌شود. آخوند خراسانی در تعریف ضرر می‌نویسد: «در ظاهر، ضرر چیزی است که در برابر نفع قرار دارد، «بینایی» و «داشتن مال» برای انسان نفع است، «کوری» و «ناداری» ضرر است و ضرار نیز به معنای ضرر است و نفی ضرر هم به نحو حقیقت است، به این معنا که در اسلام حقیقتاً ضرری وجود ندارد».[6] کسی نمی‌تواند به دیگری یا به خودش ضرر بزند.

نائینی نیز می‌گوید: «بهترین وجه این است که لا ضرر حکم ضرری را به طور حقیقت نفی می‌کند».[7] به نظر نائینی، ادله «ضرر، عسر و حرج» تشریع احکام ضرریه و حرجیه را نفی می‌کند.[8] همچنین، وی در «قاعده لاضرر و لاضرار» می‌گوید ضرر، نقص در شیء است.[9] احتمال دیگری نیز وجود دارد که «لاضرر» حکم ضرری را نفی نمی‌کند؛ بلکه ضرری را نفی می‌کند که قابل تدارک نباشد. به این معنا که هر کجا در اسلام ضرری وجود داشته باشد، آن ضرر تدارک و جبران دارد، و ضرری که قابل تدارک و جبران نباشد در اسلام وجود ندارد.[10] بعضی نیز احتمال داده‌اند «لاضرر و لاضرار» دلالت بر آن دارد که:‌ «در اسلام جایز نیست که کسی به دیگری ضرر بزند».[11] معنای دیگری هم برای ضرر ذکر شده است: ضرر امری وجودی است که از پدیدآمدن نقص در جان، مال و آبرو پدید می‌آید.[12]

بعضی از مصادیق این قاعده، ضرررساندن به غیر است؛ طبق روایت سمرة بن جندب، که منبع اصلی این قاعده است،[13] پیامبر گرامی اسلامn سمرة بن جندب را از ضررزدن به آن شخص انصاری نهی فرمود.

2. ملاک ضرر

 محمدحسن نجفی درباره ملاک ضرر می‌گوید:

ملاک و مجوز افطار ترس از ضرر است و تفاوتی در این مسئله بین انسان سالم و بیمار نیست، زیرا کلام امامj که می‌فرماید: «هر کس که روزه برایش مضر باشد باید روزه‌اش را افطار کند» مطلق است و شامل بیمار و سالم هر دو می‌شود، همان‌گونه که روایات واردشده درباره تجویز افطار برای مریض ملاک را ضرر دانسته، و در این ملاک تفاوتی بین انسان سالم و بیمار نیست.[14]

از اینجا روشن می‌شود که دایره شمول قاعده مذکور وسیع است و شامل اضرار به نفس هم می‌شود. همچنین، فقها در بحث تیمم می‌گویند اگر شخصی به اندازه کافی آب در اختیار دارد، اما برایش ضرر دارد به مقتضای قاعده لاضرر حق ندارد وضو بگیرد، بلکه وظیفه‌اش تیمم است.[15]

برخی فقها به مناسبت بحث تیمم از مراتب و انحاء ضرر سخن گفته‌اند:

سومین چیزی که تیمم را تجویز می‌کند ترس از ضررهای ناشی از استعمال آب بر جان یا عضوی از اعضای انسان است؛ چه منشأ این خوف، احتمال مرگ باشد یا عضوی از اعضا معیوب شود یا بیماری تازه‌ای به وجود آید یا بیماری موجود شدت پیدا کند یا طولانی‌تر شود یا درمان آن کند شود یا معالجه آن سخت گردد یا مشکل دیگری مانند مشکلات مذکور به وجود آید که تحمل آن آسان نباشد. بلکه حتی اگر استعمال آب وضو در شرایط خاصی موجب نقصی در چهره یا دست‌های انسان شود مثل اینکه پوست دست‌ها و صورت را زبر و خشن کند یا باعث ترکیدگی پوست دست و صورت گردد یا سبب خون‌ریزی در اعضای وضو شود به گونه‌ای که تحمل این امور سخت باشد در تمام این موارد تیمم جایگزین وضو می‌شود. در ضمن تمام مواردی که گفته شد، حصول یقین و اطمینان به مشکلات مزبور لازم نیست بلکه صرف ظن و گمان و حتی احتمالی که منشأ خوف ضررهای مذکور باشد کفایت می‌کند.[16]

محمدحسن نجفی نیز می‌گوید:

و همچنین تیمم جایز است در صورت ترس از مرض شدید به سبب استعمال آب یا جست‌وجو برای یافتن آب یا ترک آشامیدن آب و این مطلب اجماعی است، مخصوصاً اگر همراه با خوف تلف باشد. زیرا وظیفه وضوگرفتن در این صورت به مقتضای قاعده لاضرر و لا حرج تبدیل به تیمم می‌شود.[17]

همچنین، در کتاب «اطعمه و اشربه» نیز غذاهای زیان‌آور به حکم قاعده لاضرر تحریم شده است. از جمله خوردن گِل: «ان الطین یورث السقم فی الجسد و یهیج الداء».[18] این روایت علت نهی را نیز بیان می‌کند و می‌گوید گِل منشأ ناراحتی‌هایی در بدن انسان می‌شود و رفته‌رفته جسم انسان را به بیماری‌هایی مبتلا می‌کند. شهید ثانی نیز، در بیان دلیل حرمت خوردن گِل می‌گوید: «بما فیه من الاضرار الظاهر للبدن؛ علت آن ضررها و زیان‌های روشن و آشکاری است که بر اثر خوردن گِل به وجود می‌آید».[19]

خلاصه اینکه، به مقتضای قاعده لاضرر که به ادله چهارگانه قرآن، حدیث، اجماع و عقل ثابت شده، هر چیزی که برای سلامتی انسان ضرر و زیان در خور توجهی داشته باشد حرام است. این مطلب را به نحو کلی و نیز از نظر اصولی تمام فقهای شیعه قبول دارند. لذا در رساله‌های مراجع عظام تقلید در فصل خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها آمده است: «خوردن چیزی که برای انسان ضرر دارد، حرام است».[20]

3. صدق عنوان ضرر در استعمال دخانیات

در اینجا پس از روشن‌شدن مطالب گذشته، بررسی می‌شود که آیا سیگار از جمله چیزهایی است که ضرر و زیان در خور توجهی دارد تا مشمول قاعده کلی لاضرر شود و حکم به حرمت آن دهند، یا ضررهای جزئی، موقت و گذرا دارد و در حدی نیست که مشمول قاعده لاضرر شود. برای تشخیص این موضوع همچون سایر موضوعات، دیدگاه‌های اهل خبره، آگاهان و کارشناسان را بررسی می‌کنیم.

بسیاری از اطبا و پزشکان که اهل خبره تشخیص ضررهای سیگار محسوب می‌شوند، اجماع و اتفاق نظر دارند که سیگار ضررهای مهم و زیان‌های در خور توجهی دارد.[21] آنها کتاب‌های متعددی درباره خطرها و زیان‌ها و بیماری‌های ناشی از استعمال دخانیات، مخصوصاً سیگار، نگاشته‌اند. درباره بیماری‌های مهم ناشی از آن هم کتاب‌های مستقلی نوشته‌ شده است.

معلوماتی که کارشناسان موضوع در این باره داده‌اند می‌تواند مبنای محکمی برای تعیین حکم فقهی باشد از جمله اینکه: سالانه بیش از ۶ میلیون نفر در جهان قربانی استعمال سیگار می‌شوند و حدود ۶ تریلیون نخ سیگار در جهانِ بیش از هفت میلیارد نفری دود می‌شود. سرطان ریه بیش از یک میلیون نفر سیگاری را در سال در جهان می‌کشد، اما محققان تأکید می‌کنند سیگار عامل بیماری‌های خطرناک و مرگبار دیگری مانند سکته مغزی و قلبی، برونشیت و ... نیز هست.[22] میزان مرگ و میر بر اثر امراض قلبی در خانواده‌ای که یکی از همسران سیگار مصرف می‌کند، ۲۰ درصد بیشتر از خانواده‌های غیرسیگاری است. دود سیگار حاوی چهارهزار ماده شیمیایی است که در بین آنها نیکوتین مسئول عادت‌کردن به این عادت مضر کشیدن سیگار است و باعث وابستگی فیزیکی به آن می‌شود. پس از نفوذ دود به ریه، نیکوتین بعد از هفت ثانیه به مغز راه می‌یابد. علاوه بر این، دود سیگار سرطان‌زا است و یک‌سوم مرگ و میرهای ناشی از مصرف سیگار بر اثر سرطان دهان، سرطان حنجره و نایژه‌ها صورت می‌گیرد.[23] آسیبی که سیگارکشیدن در دوران جنینی به فرد می‌رساند بسیار بیشتر از زایمان زودهنگام یا کم‌بودن وزن نوزاد در هنگام تولد است. همچنین، سیگارکشیدن در دوران بارداری تغییراتی در رشد مغز نوزاد ایجاد می‌کند که می‌تواند تا پایان عمر ادامه یابد.[24]

نتیجه اینکه: طبق آنچه از کلمه «ضرر» استفاده می‌شود و آنچه عرف از این واژه می‌فهمد و آنچه فقهای اسلام از این قاعده برداشت کرده‌اند، قاعده لاضرر و لا ضرار هم خود شخص را شامل می‌شود و هم ضرررساندن به دیگران را. همان‌گونه که بنا به تحقیقات انجام‌گرفته و به شهادت پزشکان و متخصصان در این زمینه، ضررهای سیگار اختصاص به شخص مصرف‌کننده ندارد؛ بلکه دامن‌گیر افرادی که در آن فضا تنفس می‌کنند نیز می‌شود تا آنجا که برخی از کارشناسان معتقدند دودی که نزدیکان فرد سیگاری استنشاق می‌کنند، کشنده‌تر از دودی است که خود شخص سیگاری آن را مصرف می‌کند.[25]

ب. اسراف

حرمت اسراف، یعنی هزینه‌کردن بیهوده اموال، از مسلمات همه فرق اسلامی است، به طوری که اسلام حتی اجازه نمی‌دهد آب نیم‌خورده داخل لیوان دور ریخته شود. در حدیثی از امام صادقj آمده است: «ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء وابتذال ثوب الصون و القاء النوی؛ کمترین حد اسراف دورریختن آب باقی‌مانده لیوان و پوشیدن لباس بیرون منزل در منزل و دورریختن هسته خرما است».[26]

با توجه به آمار دهه هشتاد شمسی در ایران نزدیک به 10 میلیون نفر سیگاری وجود دارد که روزانه بیش از سه میلیارد تومان خرج سیگار می‌کنند. اگر این رقم را در روزهای سال ضرب کنیم، حاصل آن بیش از هزار میلیارد تومان می‌شود.[27] دولت‌ها به طور متوسط بیش از دو برابر مبلغی که صرف تهیه سیگار می‌شود باید صرف هزینه بیماری‌ها و عوارض ناشی از سیگار کنند، که این رقمی نزدیک به 6 میلیارد تومان در هر روز در ایران و بیش از دو هزار میلیارد تومان در سال می‌شود.[28] سیگار علاوه بر اسراف در مال، که ضرر در خور توجهی به شخص و اجتماع وارد می‌کند، اسراف در جسم و سلامتی نیز محسوب می‌شود و موجب آلودگی هوا می‌شود که در وضعیت فعلی، ضررش از سیگارکشیدن کمتر نیست.

حر عاملی در کتاب فوائد الطوسیة، فائده پنجاه‌ویکم، دوازده دلیل برای حرمت استعمال دخانیات ذکر کرده که در ادامه به آن اشاره می‌کنیم:

  1. نخست آنکه سیگار و دخانیات از خبائث به شمار می‌رود و قرآن کریم در آیه 157 سوره اعراف دلالت بر تحریم خبائث دارد. به‌علاوه طبع سلیم و وجدان بیدار شهادت می‌دهند که سیگار از خبائث است.
  2. از آنجایی که افراد جاهل، بیکار و فاسق به دخانیات و سیگار میل دارند و در بیشتر زمان‌ها و مکان‌ها همراه آنان است و به وسیله کشیدن سیگار فسق و فساد بیشتری می‌کنند، سیگار و دخانیات از وسوسه‌های شیطان محسوب می‌شود و خداوند از تبعیت از وسوسه‌های شیطان نهی کرده است.[29]
  3. قاعده «لاضرر» دلالت بر حرمت سیگار می‌کند، زیرا کسانی که مدتی سیگار کشیده‌اند و همچنین پزشکان به زیان سیگار شهادت می‌دهند و روشن است که زیان و ضرر دلالت بر حرمت آن دارد.
  4. از بین رفتن مال و پول بدون آنکه سودی بر آن مرتب شود، نهی شده است. تدخین هم که یکی از مصادیق آن است نهی شده است.
  5.  شبیه‌شدن به گناهکاران و کافران حرام است. کشیدن سیگار هم، فرد را شبیه به کافران و گناهکاران می‌کند.
  6. سیگارکشیدن همان تدخین است و تدخین از ریشه «دخان» گرفته شده، و دخان هم یادآور عذاب دوزخ و جهنم است.[30]
  7. کشیدن سیگار عمل لغو و بیهوده‌ای است. هم مروّت و مردانگی دلالت بر روی‌گردانی از عمل لغو و بیهوده دارد و هم این روی‌گردانی از امور لغو و بیهوده، دستور خداوند متعال در قرآن کریم است.[31]
  8. عقل و شرع پیمودن راه احتیاط را تأیید می‌کند. در احادیث آمده است که امور یا حلال بیّن و روشن‌اند یا حرام بیّن و روشن، یا مسائل مشتبه، که انسان با پیمودن راه احتیاط در مسائل مشتبه می‌تواند خودش را از ارتکاب محرمات نجات دهد.[32] بدون شک کشیدن سیگار از امور مشتبه است که اگر حرام روشن نباشد، حلال روشن هم نیست. لذا باید درباره آن احتیاط، و از آن دوری کرد.
  9. خوردن خاکستر نهی شده است. می‌دانیم در سیگار، خاکستر وجود دارد و همراه با کشیدن سیگار خاکستر وارد حلق می‌شود. بنابراین، باید از کشیدن سیگار اجتناب کرد.
  10. 10.  سیگار از امور مستحدثه و جدید است و پیامبر درباره این امور مستحدثه هشدار داده[33] و آن را گمراهی و راهی به سوی آتش می‌داند.[34] از این‌رو باید از آن اجتناب کرد.

11. کشیدن سیگار نزد همه مسلمانان کاری زشت و قبیح است؛ چه آنان که سیگار می‌کشند و چه آنان که نمی‌کشند. هر چه نزد تمام مسلمانان زشت و قبیح باشد، نزد خداوند هم قبیح است.[35]

  1. 12.  پیامبران همیشه همراه انسان‌ها بوده‌اند و آنان را به راه راست و مصالح هدایت می‌کرده‌اند. اگر در کشیدن سیگار و دخانیات منفعت و مصلحتی بود، بدون شک پیامبران، نخستین افرادی بودند که انسان‌ها را به کشیدن آن رغبت می‌دادند و چون این‌گونه نیست روشن می‌شود که سیگار از شروری است که باید از آن اجتناب کرد.[36]

این ادله هرچند خالی از نقد و اشکال نیست[i] اما روی‌هم‌رفته، خصوصاً دلیل سوم، چهارم و هفتم، مؤید دیدگاه مکارم شیرازی و نیز خلیلی اباضی است.

2. تدخین از دیدگاه علامه خلیلی

خلیلی، مفتی مذهب اباضیه در کشور عمان نیز مانند مکارم شیرازی قائل به حرمت سیگار و دخانیات است. وی در کتاب الفتاوی الطبیة می‌نویسد: «سزاوار نیست هیچ عاقلی در حرمت دخانیات شک کند؛ زیرا اسلام هر چه را به جسم، عقل، سلامتی، مال و آبروی انسان ضرر می‌زند حرام دانسته است و چون دخانیات به سلامتی انسان ضرر می‌زند پس حرام است».[37]

ادله حرمت تدخین[38]

خلیلی برای فتوای خود، به ادله‌ای از قرآن و روایات استناد می‌کند؛[39]

الف. ادلهقرآنی بر حرمت تدخین

وی برای فتوای تحریم دخانیات، 14 دلیل قرآنی ذکر می‌کند:

  1. آیات 29 و 30 سوره نساء: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکلُواْ أَمْوَالَکمْ بَینَکمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکمْ وَ لاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکمْ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکمْ رَحِیمًا * وَ مَن یفْعَلْ ذَلِک عُدْوَانًا وَ ظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَارًا وَ کانَ ذَلِک عَلَی اللّهِ یسِیرًا» که بر حرمت خوردن مال به نحو باطل و خودکشی انسان به هر صورتی که باشد تصریح دارد، چه خودش را در آتش بیندازد و چه از مکان بلندی پرت کند و چه اینکه سم مهلک بخورد، حال تفاوت نمی‌کند که آن سم سریع اثر کند یا تدریجاً انسان را از پا در آورد. از این‌رو در حدیث است که خوردن طین و گِل حرام است. زیرا، ولو تدریجی، انسان را به مرگ می‌کشاند؛ و تدخین از همین صورت است و حکم به حرمت تدخین داده می‌شود.
  2.  آیه 195 سوره بقره: «وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیدِیکمْ إِلَی التَّهْلُکةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ». عموم این آیه دلالت بر حرمت استفاده از دخانیات دارد. زیرا تدخین در حکم «القاء الید الی التهلکه»[40] است. خلیلی درباره عام‌بودن این آیه به عمومیت الفاظ استدلال می‌کند و می‌گوید این آیه هرچند برای مصداق خاصی نازل شده، ولی اختصاص به آن ندارد. زیرا الفاظ آن عمومیت دارد.
  3. آیه 211 سوره بقره: «سَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ کمْ آتَینَاهُم مِّنْ آیةٍ بَینَةٍ وَ مَن یبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ». خلیلی این آیه را این‌گونه تفسیر می‌کند که سلامتی، عقل، مال و نسل، نعمت‌هایی است که خداوند به هر که بخواهد می‌دهد و بر هر کسی که این نعمت‌ها داده شد، محافظت از آن نعمت‌ها و هدرندادن آنها واجب است. زیرا هدردادن نعمت‌ها، تبدیل نعمت است که خداوند وعده عذاب به آن داده است و تدخین تبدیل نعمت و هدردادن نعمت سلامتی است.
  4. آیه 5 سوره نساء: «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَکمُ الَّتِی جَعَلَ اللّهُ لَکمْ قِیاماً وَارْزُقُوهُمْ فیها وَاکسُوهُمْ وَ قُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا». اغلب مفسران این آیه را دال بر جایزنبودن تصرف سفیه در مالش دانسته‌اند. زیرا سفیه مالش را اسراف می‌کند و از بین می‌برد. مصرف‌کننده دخانیات نیز در حکم سفیه است؛ چراکه اموالش را نابود می‌کند؛ و می‌توان گفت بالاتر از سفیه است. زیرا سفیه فقط اموالش را نابود می‌کند ولی کسی که دخانیات استفاده می‌کند علاوه بر نابودکردن مالش، سموم را وارد بدنش می‌کند که به وسیله آن، در معرض مرگ قرار می‌گیرد.
  5.  آیه 26 و 27 سوره اسراء: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبَی حَقَّهُ وَالْمِسْکینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَ لاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا * إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُواْ إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ وَ کانَ الشَّیطَانُ لِرَبِّهِ کفُورًا». این آیه دلالت می‌کند که اسراف‌کاران برادران شیطان هستند و کار شیطان حرام است و اسراف هم از آن نهی شده و حرام است. همان‌طور که شیطان خدایش را کافر شده است، اسراف‌کار هم کافر نعمت خداوند است، با این توضیحات می‌توان گفت کسی که دخانیات استفاده می‌کند اسراف‌کار است.
  6.  آیه 31 سوره اعراف: «یا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکمْ عِندَ کلِّ مَسْجِدٍ و کلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یحِبُّ الْمُسْرِفِینَ». آیه از اسراف نهی کرده است و آن خروج از حد اعتدال است؛ حتی در خوردن و آشامیدن که قوام انسان به آن است. از این‌رو علما خوردن غذا بعد از سیرشدن را حرام می‌دانند. زیرا داخل در اسراف می‌شود. حال وضعیت خرج‌کردن برای دخانیات که ضرر بر جسم، عقل، مال، نسل، فرد و جامعه می‌زند، مشخص خواهد بود.
  7. آیه 67 سوره فرقان: «والَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَ لَمْ یقْتُرُوا وَ کانَ بَینَ ذَلِک قَوَامًا». طبق این آیه، اسراف از سیره بندگان خالص خداوند نیست؛ بلکه از ضد آنها و پیروان شیطان است. انفاق و پول‌دادن برای دخانیات اسراف است. زیرا تلف‌کردن مال در چیزی است که ضرر دارد و نفعی ندارد.
  8. آیه 157 سوره اعراف: «الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَکتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالاِنْجِیلِ یأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکرِ وَ یحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَ یحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَآئِثَ وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِی أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ». دخانیات یا از طیباتی است که پیامبر به امر خدایش آن را حلال کرده است یا از خبائثی است که خداوند آن را بر ما حرام کرده است. هیچ صاحب عقلی نمی‌گوید دخانیات با این همه ضرر و زیان از طیبات است. در نتیجه جزء خبائث و حرام است.
  9. آیه 58 سوره احزاب: «وَالَّذِینَ یؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیرِ مَا اکتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَ إِثْمًا مُّبِینًا». هرچند آیه برای سبب خاصی نازل شده، ولی اختصاص به آن ندارد و لفظ عام آن شامل همه مصادیق می‌شود. آیه می‌گوید هر کس دیگران را اذیت کند گناهکار است و کسی که دخانیات استفاده می‌کند دیگران را آزار می‌دهد. پس گناهکار است.
  10. 10.  آیه 205 سوره بقره: «وَ إِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الأَرْضِ لِیفْسِدَ فیها وَ یهْلِک الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ یحِبُّ الفَسَادَ». کسی که دخانیات استفاده می‌کند به دلیل آلوده‌کردن محیط زمین را فاسد می‌کند و در خلال آن موجب نابودکردن نسل می‌شود.

چهار آیه‌ای که در ادامه می‌آید نیز دلالت بر حرمت تدخین دارد. چون مصرف‌کننده دخانیات، غیرمستقیم، فرزندانش را می‌کشد. فرزندان انسان‌های آلوده به دخانیات علاوه بر ضعیف‌بودن بنیه جسمی‌شان در معرض بیماری‌های خطرناک هستند.[41]

  1. 11.  «قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَیرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَی اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَ مَا کانُواْ مُهْتَدِینَ».[42]

12. «وَ کذَلِک زَینَ لِکثِیرٍ مِّنَ الْمُشْرِکینَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَکآؤُهُمْ لِیرْدُوهُمْ وَ لِیلْبِسُواْ عَلَیهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مَا یفْتَرُونَ».[43]

13. «قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکمْ عَلَیکمْ أَلاَّ تُشْرِکواْ بِهِ شَیئًا وَ بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا وَ لاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکمْ وَ إِیاهُمْ وَ لاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ لاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکمْ وَصَّاکمْ بِهِ لَعَلَّکمْ تَعْقِلُونَ».[44]

  1. 14.  «وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکمْ خَشْیةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیاکم إنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْءًا کبِیرًا».[45]
ب. ادله روایی بر حرمت تدخین

در سنت نبوی هم احادیثی وجود دارد که بر حرمت تدخین دلالت می‌کند:

1. بخاری، مسلم و ترمذی، به سند ابوهریره، از پیامبرn چنین نقل کرده‌اند: «من تردی من جبل فقتل نفسه فهو فی نار جهنم یتردی فیها خالدا مخلدا فیها ابداً و من تحسی سما فسمه فی یده یتحساه فی نار جهنم خالدا مخلدا فیها ابداً؛ و من قتل نفسه بحدیدة فحدیدته فی یده یتوجا بها فی بطنه فی نار جهنم خالدا مخلدا فیها ابداً»؛ «کسی که خودش را به واسطه پرتاب‌کردن از کوه بکشد، همانا خودش را در آتش جهنم پرتاب کرده است و تا ابد در آن می‌ماند و کسی که مقداری سم بخورد در حالی که آن سم در دستش است تا ابد در آتش جهنم می‌ماند و کسی که با آهن و تیزی خودکشی کند و آن آهن در دستش باشد، در آتش جهنم در شکمش می‌کنند و تا ابد در آن می‌ماند».[46]

وجه دلالت این حدیث بر حرمت تدخین واضح است و هیچ کسی شکی ندارد که تدخین سم کشنده‌ای است که هم استفاده‌کننده دخانیات و هم کسی را که در معرض آن قرار گرفته است هلاک می‌کند.

2. بخاری، به سند ابوهریره، از پیامبرn نقل کرده است: «الذی یخنق نفسه یخنقها فی النار والذی یطعن نفسه یطعنها فی النار»؛ «کسی که خودش را خفه کند، همانا خودش را در آتش جهنم خفه کرده است و کسی که خودش را زخم زند همانا در آتش جهنم خود را زخمی کرده است».[47]

تدخین نیز به تعطیل‌شدن دستگاه تنفسی منجر می‌شود و این به منزله خفه‌کردن خودش است.

3. ترمذی، به سند ابی‌برزه اسلمی، از پیامبرn نقل کرده است که: «لا تزول قدما ابن آدم یوم القیامة من عند ربه حتی یسأل عن خمس، عن عمره فیم افناه؟ و عن شبابه فیم ابلاه؟ و عن ماله من این اکتسبه و فیم انفقه؟ و ماذا عمل فیما علم؟»؛ «بندگان در روز قیامت در محضر خداوند قدم از قدم برنمی‌دارند تا اینکه از پنج چیز سؤال شوند: از عمر که در چه راهی گذراندی؟ از جوانی که در چه راهی سپری کردی؟ از اموال که از کجا به دست آوردی و در چه راهی خرج کردی؟ و دانسته‌هایت را چگونه عمل کردی؟[48] وجه دلالت این حدیث بر حکم مد نظر صورت‌های مختلفی دارد:

الف. استعمال‌کننده دخانیات، وقت و عمر خودش را با استفاده‌کردن از دخانیاتی که به خود شخص و دیگران ضرر می‌زند، ضایع می‌کند.

ب. تدخین، جوانی انسان را به واسطه استفاده‌کردن از این سموم مهلک تباه می‌کند.

ج. انسان مسئول اموالش است و حق ضایع‌کردن آن را ندارد، بلکه باید در چیزی که در آن نفع است خرج کند. لذا تکلیف کسی که مالش را برای خریدن سموم هلاک‌کننده خودش و دیگران خرج می‌کند، معلوم است.

 

4. طبرانی، به سند انس از حسن، از پیامبرn نقل کرده است که: «من اذی مسلماً فقد اذانی و من اذانی فقد اذی الله»؛ «کسی که مسلمانی را اذیت کند همانا مرا اذیت کرده است و هر کس مرا اذیت کند همانا خداوند را اذیت کرده است».[49]

مصرف‌کننده دخانیات، از طریق دود آن دیگران را اذیت می‌کند و به دیگران ضرر می‌رساند. پس بنا بر حدیث، او اذیت‌کننده خداوند و رسولش است.

5. پیامبرn از هر «مسکر» و «مفتری» نهی کرده است.[50] دخانیات هرچند مسکر نیست ولی مفتر است. پس پیامبرn از آن نهی کرده است.

6. حدیث پیامبرn که می‌فرمایند: «لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام».[51] بر حرام‌بودن هر چیز مضر دلالت دارد و چون تدخین ضرر بسیار دارد پس، بنا بر این حدیث، حرام است.

7. احادیث دال بر اینکه پیامبر به کسانی که خودکشی می‌کنند، وعده جهنم داده است نیز در این مسئله قابل استناد است. مانند حدیث جندب بن عبدالله در صحیح بخاری: «کان فیمن کان قبلکم رجل به جرح فجزع فاخذ سکینا فحز بها یده فما رقا الدم حتی مات، فقال الله: بادرنی عبدی بنفسه فحرمت علیه الجنة»؛ «در گذشته مردی بود که زخمی در بدن داشت و از آن به ستوه آمده بود. چاقویی برداشت و با آن رگ خود را قطع کرد و آن‌قدر خون جاری شد تا فوت کرد. خداوند فرمود: بنده من شتاب کرد، پس بهشت را بر خود حرام کرد».[52] و نیز حدیث ابوهریره و سهل بن سعد ساعدی درباره مردی که در جهاد حضور داشت و به واسطه این حضور مجروح و کشته شد. وقتی خبر کشته‌شدنش را به پیامبرn دادند فرمود: «او از اهل جهنم است».[53]

بررسی دیدگاه علامه خلیلی

دخانیات اثری بر تخدیر بدن دارد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت و چه بسیار که انسان مالی را برای راحتی بدن و تخدیر عضو خرج می‌کند و باطل نیست. لذا صدق عنوان اکل مال به باطل متوقف بر اثبات بطلان استعمال است و البته اگر اثر تخدیری سیگار کم و از لحاظ مضرات بسیار آن اثری مستهلک باشد می‌توان استعمال آن را مصداق اکل مال به باطل دانست.

به‌علاوه، القاء در هلاکت نیز، هم منصرف از این‌گونه مضرات کم و تدریجی است و هم سیاق آیه نشان می‌دهد که مربوط به مسئله‌ای خاص است و برای تعمیم حکم در مسائل دیگر باید مناط حکم را لحاظ کرد. ظاهر آیه این است که القاء در هلاکت مربوط به امور مهم و اساسی و بنیادین است و استعمال دخانیات در صورتی که تبدیل به خطری عظیم و اساسی شود، می‌تواند در ذیل آیه محل توجه قرار گیرد.

آیاتی که در بندهای سوم تا هفتم به آن استناد شده نیز در صورتی پذیرفتنی است که پیش‌تر از صدق موضوع فارغ شده باشیم. یعنی صدق عنوان هدردادن نعمت یا عمل سفیهانه یا تبذیر یا اسراف. دقت فقهای شیعه درباره انحاء استعمال و مراتب آن از همین حیث است، اما درباره آیه هشتم می‌توان گفت باز تفصیلی است میان استعمال دخانیات از لحاظ دواء و در مصادیق خاص و استعمال آن در وضعیت عادی و به عنوان فعلی تفریحی و زینتی؛ و البته استعمال برخی مواد هرچند از طیبات نیست برای معالجه جایز است. نیز صدق عنوان خبیث متوقف بر اثبات حرمت شرعی یا حکم قطعی عرفی به تنفربرانگیزبودن چیزی است؛ مثل قاذورات؛ و صدق عنوان به هر دو لحاظ اول بحث است.

خلاصه آنکه اولاً باید در ناحیه موضوع بحث کافی انجام شود و سپس به آیات استناد گردد. بقیه ادله نیز به همین منوال قابل بررسی است و سرّ نپذیرفتن تحریم دخانیات از سوی مشهور فقهای شیعه تا کنون می‌تواند مربوط به شک و شبهه در صدق ضرر معتنابه یا صدق سم مهلک یا اسراف و تبذیر و مانند آن باشد، اما فقیهی که موضوع را احراز کرده است می‌تواند فتوا به تحریم دهد، خصوصاً که با پیشرفت علم پزشکی و بررسی آثار تدخین از لحاظ استقراء موارد در زمان کنونی ظن قریب به یقین به مضرات قطعی و معتنابه تدخین حاصل می‌شود. بنابراین، حکم مسئله با لحاظ این آثار منفی که شناسایی شده است می‌تواند تغییر کند و همان چیزی که سابقاً به نظر مشهور فقها مشمول اصل برائت شرعی بود اکنون ادله محرزه بر حرمتش دلالت داشته باشد.

نتیجه

مکارم شیرازی و خلیلی، عالم اباضی‌مذهب، حکم به حرمت تدخین داده‌اند. فتوای مکارم شیرازی بر مبنای دو دلیل فقهی برگرفته از آیات و روایات است که شامل قاعده لاضرر و حرمت اسراف در اسلام است. این دو دلیل به علاوه ادله دیگر، پیش‌تر در کلام برخی فقهای شیعه مثل حر عاملی محل توجه بوده است. خلیلی نیز با تکیه بر چهارده آیه و روایاتی از سنت نبوی بر فتوای خود استدلال کرده است. هر دو عالم به قاعده لاضرر و اسراف تمسک جسته‌اند و از دلایل مشترک آنها است. با این توضیح که سیگار و سایر دخانیات از مصادیق ضرر انسان به خود و دیگران می‌شود و طبق فقه شیعی و اباضی این نوع ضرر حرام است. بنابراین، مصرف دخانیات طبق این قاعده حرام می‌شود. همچنین، چون مصرف دخانیات باعث اتلاف بخش معتنابهی از مال انسان و از آن مهم‌تر عمر و سلامتی انسان می‌شود، اسراف محسوب می‌گردد و حرام است.

 



[1]. مکارم شیرازی، ناصر، توضیح المسائل، مسئله 2262.

[2]. سخنان مکارم شیرازی در تاریخ 16/7/1382؛ علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، ص6ـ7.

[3]. این ادله از سخنان مکارم شیرازی در تاریخ 14/10/1384 برداشت شده است؛ علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، ص12-34.

[4]. موسوی بجنوردی، سید محمد، قواعد فقهیه، ج1، ص249.

[5]. فخر رازی، محمد بن عمر، المحصول فی علم اصول الفقه، ج5، ص175؛ ج6، ص108.

[6]. خراسانی، محمدکاظم، کفایة الاصول، ص381.

[7]. فاضل موحدی لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج13، ص477.

[8]. نایینی، محمدحسین، فوائد الاصول، ج3، ص262.

[9]. عراقی، ضیاء‌الدین، قاعدة لاضرر و لاضرار، ص130.

[10]. فاضل موحدی لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج13، ص537.

[11]. همان.

[12]. عراقی، ضیاء‌الدین، قاعدة لاضرر و لاضرار، ص130.

[13]. البته علاوه بر حدیث فوق، می‌توان به روایات دیگر برای قاعده مذکور استناد جست، که شرح آن در کتاب‌های با موضوع قاعده لاضرر آورده شده است.

[14]. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج16، ص349.

[15]. طباطبایی یزدی، محمدکاظم، عروة الوثقی، ج1، ص472.

[16]. همان.

[17]. نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج5، ص104.

[18]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج16، ص392.

[19]. عاملی، زین‌الدین بن علی، مسالک الافهام، ج8، ص315 و ج12، ص165.

[20]. بنی‌هاشمی، محمدحسن، توضیح‌المسائل مراجع، ج2، ص531.

[21]. نتایج تحقیقات در نشریه American Journal of Respiratory and Critical Care Medicine منتشر شده است.

[22]. به گزارش ایرنا از نیودیلی ساینس، این اطلاعات بر اساس اطلس تنباکو ۲۰۱۵ منتشر شده که انجمن سرطان آمریکا و بنیاد جهانی ریه تهیه کرده‌اند.

[23]. طبق اطلاعات مرکز موسوم به بلوخین آکادمی علوم پزشکی روسیه.

[24]. به گزارش یونایتدپرس، طبق دیدگاه‌های ادوارد لوین، استاد روان‌شناسی زیستی در مرکز پزشکی دانشگاه دوک.

[25]. علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، ص18.

[26]. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج72، ص303.

[27]. علیان‌نژادی، ابوالقاسم، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، ص28.

[28]. همان، ص22.

[29]. بقره: 168.

[30]. دخان: 10.

[31]. مؤمنون: 3.

[32]. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج3، ص387.

[33]. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج2، ص298.

[34]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص56.

[35]. حر عاملی، محمد بن حسن، فوائد الطوسیة، ص224.

[36]. همان.

[37]. خلیلی، احمد بن حمد، الفتاوی الطبیة، ص194.

[38]. نک.: مدنی، محمد نمر، الاباضیة اهل الحق والاستقامة، ص69-70.

[39]. خلیلی، احمد بن حمد، الفتاوی الطبیة، ص207-211.

[40]. خود را به هلاکت انداختن.

[41]. همان، ص198-207.

[42]. انعام: 140.

[43]. انعام: 137.

[44]. انعام: 151.

[45]. اسراء: 31.

[46]. بخاری، محمد ابن اسماعیل، صحیح بخاری، ج7، ص32؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج1، ص73؛ ترمذی، محمد ابن عیسی، سنن ترمذی، ج3، ص261.

[47]. بخاری، محمد ابن اسماعیل، صحیح بخاری، ج2، ص100.

[48]. ترمذی، محمد ابن عیسی، سنن ترمذی، ج4، ص36.

[49]. طبرانی، سلیمان ابن احمد، المعجم الاوسط، ج4، ص61.

[50]. ابن‌حنبل، احمد، مسند احمد، ج6، ص309.

[51]. طبرانی، سلیمان ابن احمد، المعجم الاوسط، ج5، ص239.

[52]. بخاری، محمد ابن اسماعیل، صحیح بخاری، ج4، ص146.

[53]. همان، ج3، ص226؛ خلیلی، احمد ابن حمد، الفتاوی الطبیة، ص207-211.



[i]. مثلاً دلیل دوم ناظر به ملازمات عمل است؛ دلیل پنجم از صدق تشبه سخن می‌گوید که محل تأمل است؛ دلیل ششم اساساً دلیل فقهی نیست؛ دلیل هشتم ناظر به احتیاط با فرض نبود دلیل محرز است؛ دلیل نهم در صورتی تمام است که خاکستر مستهلک نباشد؛ دلیل دهم اعم از مدعا است، چون قطعاً هر امر جدیدی مذموم نیست؛ و دلیل دوازدهم به معنای فقدان عموم یا اطلاقی در میان ادله است که دلالت بر مصلحت‌باربودن دخانیات کند و فقدان چنین دلیلی مساوق با تحریم عمل نیست.

 

منابع

قرآن کریم (1393) ترجمه: علی مشکینی، قم: الهادی.

ابن حنبل، احمد (بی‌تا). مسند احمد، بیروت: دار الصادر.

بخاری، محمد بن اسماعیل (1401). صحیح بخاری، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع.

بنی‌هاشمی، محمدحسن (1422). توضیح‌المسائل مراجع، قم: جامعه مدرسین.

ترمذی، محمد بن عیسی (1403). سنن ترمذی، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع.

حر عاملی، محمد بن حسن (1403). الفوائد الطوسیة، قم: المطبعة العلمیة.

حر عاملی، محمد بن حسن (1414). وسائل الشیعة، قم: آل البیت لاحیاء التراث.

خراسانی، محمد کاظم (1419). کفایة الاصول، قم: آل البیت.

خلیلی، احمد بن حمد (2010). الفتاوی الطبیة، عمان: مکتبة الجیل الواحد.

طباطبایی یزدی، محمدکاظم (1417). عروة الوثقی، قم: مؤسسه نشر اسلامی.

طبرانی، سلیمان بن احمد (1415). المعجم الاوسط، بی‌جا: دار الحرمین.

عاملی (شهید ثانی)، زین الدین بن علی (1413). مسالک الافهام، قم: مؤسسة المعارف الاسلامیة.

عراقی، ضیاء‌الدین (1418). قاعدة لاضرر و لاضرار،‌ تقریر: سید مرتضی موسوی خلخالی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

علیان‌نژادی، ابوالقاسم (1389). سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم: امام علی بن ابی طالب.

فاضل موحدی لنکرانی، محمد (1380). سیری کامل در اصول فقه شیعه، قم: نشر روزنامه فیضیه.

فخر رازی، محمد بن عمر (1418). المحصول فی علم اصول الفقه، بیروت: مؤسسة الرسالة.

کلینی، محمد (1363). کافی، تهران: دار الکتب الاسلامیة.

مجلسی، محمد باقر (1403). بحار الانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

مدنی، محمد نمر (2011). الاباضیة اهل الحق والاستقامة، دمشق: دار دمشق للطباعة والنشر والتوزیع.

مکارم شیرازی، ناصر (1392). توضیح المسائل، قم: مدرسة الامام امیرالمؤمنینj.

مکارم شیرازی، ناصر (1411). القواعد الفقهیة، قم: مدرسة الامام امیرالمؤمنین.

موسوی بجنوردی، سید محمد (1401). قواعد فقهیه، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

نایینی، محمدحسین (1376). فوائد الاصول، تقریر: محمدعلی کاظمی آخوندی، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

نجفی، محمدحسن (1365). جواهر الکلام، تهران: دار الکتب الاسلامیة.

نیشابوری، مسلم بن حجاج (بی‌تا). صحیح مسلم، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع.

قرآن کریم (1393) ترجمه: علی مشکینی، قم: الهادی.

ابن حنبل، احمد (بی‌تا). مسند احمد، بیروت: دار الصادر.

بخاری، محمد بن اسماعیل (1401). صحیح بخاری، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع.

بنی‌هاشمی، محمدحسن (1422). توضیح‌المسائل مراجع، قم: جامعه مدرسین.

ترمذی، محمد بن عیسی (1403). سنن ترمذی، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع.

حر عاملی، محمد بن حسن (1403). الفوائد الطوسیة، قم: المطبعة العلمیة.

حر عاملی، محمد بن حسن (1414). وسائل الشیعة، قم: آل البیت لاحیاء التراث.

خراسانی، محمد کاظم (1419). کفایة الاصول، قم: آل البیت.

خلیلی، احمد بن حمد (2010). الفتاوی الطبیة، عمان: مکتبة الجیل الواحد.

طباطبایی یزدی، محمدکاظم (1417). عروة الوثقی، قم: مؤسسه نشر اسلامی.

طبرانی، سلیمان بن احمد (1415). المعجم الاوسط، بی‌جا: دار الحرمین.

عاملی (شهید ثانی)، زین الدین بن علی (1413). مسالک الافهام، قم: مؤسسة المعارف الاسلامیة.

عراقی، ضیاء‌الدین (1418). قاعدة لاضرر و لاضرار،‌ تقریر: سید مرتضی موسوی خلخالی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

علیان‌نژادی، ابوالقاسم (1389). سیگار پدیده مرگبار عصر ما، قم: امام علی بن ابی طالب.

فاضل موحدی لنکرانی، محمد (1380). سیری کامل در اصول فقه شیعه، قم: نشر روزنامه فیضیه.

فخر رازی، محمد بن عمر (1418). المحصول فی علم اصول الفقه، بیروت: مؤسسة الرسالة.

کلینی، محمد (1363). کافی، تهران: دار الکتب الاسلامیة.

مجلسی، محمد باقر (1403). بحار الانوار، بیروت: دار احیاء التراث العربی.

مدنی، محمد نمر (2011). الاباضیة اهل الحق والاستقامة، دمشق: دار دمشق للطباعة والنشر والتوزیع.

مکارم شیرازی، ناصر (1392). توضیح المسائل، قم: مدرسة الامام امیرالمؤمنینj.

مکارم شیرازی، ناصر (1411). القواعد الفقهیة، قم: مدرسة الامام امیرالمؤمنین.

موسوی بجنوردی، سید محمد (1401). قواعد فقهیه، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

نایینی، محمدحسین (1376). فوائد الاصول، تقریر: محمدعلی کاظمی آخوندی، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.

نجفی، محمدحسن (1365). جواهر الکلام، تهران: دار الکتب الاسلامیة.

نیشابوری، مسلم بن حجاج (بی‌تا). صحیح مسلم، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع.