بررسی تطبیقی حقوق اقلیت‌ها در انجام‌دادن اعمال و مراسم آیینی از دیدگاه مذاهب فقهی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه مذاهب فقهی دانشگاه ادیان و مذاهب

2 دانشجوی دکتری مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی، دانشگاه ادیان و مذاهب

چکیده

حقوق اقلیت‌های موجود در جامعه اسلامی در انجام‌دادن اعمال و مراسم آیینی از مباحث مهم و توجه‌برانگیز در حکومت دینی است. پرسش این است که: آیا دین اسلام، این حق را به غیرمسلمانان داده است که در محیطی اسلامی شعائر دینی خود را برگزار کنند یا خیر؟ دیدگاه مختار این است که غیرمسلمانان اجازه ندارند در شهرهایی که شعائر اسلامی در آن برپا می‌شود، شعائر دینی خود را اظهار کنند، ولی این حق را دارند که در اماکن و منازل اعمال و مراسم مختص به آیین خویش را اجرا کنند، البته به شرط آنکه اثری از این اعمال و مراسم در خارج از این اماکن دیده و شنیده نشود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [العربیة]

دراسة مقارنة لحقوق الاقلیّات الدینیة فی العمل بالمراسمات الدینیة و طقوسهم فی وجهة نظر المذاهب الفقهیة

نویسندگان [العربیة]

  • سید محسن فتاحی 1
  • میثم جوادنیا 2
1 الاستاذ المساعد لفرع المذاهب الفقهیه فی جامعۀ الادیان و المذاهب
2 الطالب الدکتوراه لفرع الدراسات المقارنۀ المذاهب الاسلامیۀ فی جامعۀ الادیان و المذاهب
چکیده [العربیة]

اِنّ البحث عن حقوق الأقلیات فی المجتمع الاسلامی فی العمل بمراسمهم الدینیة و طقوسهم الخاصّة، من المسائل المهّمة و الملفتة للانتباه فی ظلّ الحکومة الاسلامیة.
السئوال هنا هو:
هل مَنحَ الاسلام، حق لغیر المسلمین فی الممارسة لشئونهم و طقوسهم الدینیة فی بیئة اسلامیة ام لم یمنح؟
الرأی المختار هو عدم وجود مثل هذا الحقَّ لغیر ملّة الاسلام، کی یمارسوا تلک الطقوس فی بلادٍ تقوم فیها شعائرُ الاسلام مع انّ لهم حق فی مُمارستهم فی اماکنَ خاصة بهم کالمنازل و البیوتِ، شریطهَ ان لا تنجّرَ هذه المُمارسة الی خارج الاماکن المزبورة حتی لا یکون شیءٌ منها بمرأی او مَسَمع اَحَدٍ من الناس.

کلیدواژه‌ها [العربیة]

  • حقوق الأقلیات
  • الطقوس الدینیة
  • المذاهب الفقهیة

مقدمه

بحث حقوق اقلیت‌ها مسئله‌ای است که از دیرباز و از جنبه‌های مختلف توجه بسیاری از اندیشمندان و محققان را به خود جلب کرده است. از آنجایی که در هر جامعه‌ای عده‌ای به مثابه اقلیت وجود دارند، بحث رعایت حقوق آنان نیز مطرح است. جامعه اسلامی هم جزئی از این جوامع است که همواره در دل خود، مردمی را دیده است که دین، نژاد یا زبان آنان با مسلمانان متفاوت بوده است. دین اسلام به این گروه، بی‌اعتنا نبوده و حقوق و احکامی را درباره آنان وضع کرده است.

 هدف این مقاله بررسی حقوق اقلیت‌ها در انجام‌دادن اعمال و مراسم آیینی است. این بررسی به صورت تطبیقی میان مذاهب فقهی اسلام انجام می‌شود. اقلیت‌هایی که در اسلام رسماً شناخته می‌شوند، اهل کتاب و گروه‌های ملحق به آنان هستند. دلیل بر این مطلب نیز آیات قرآنی است.[1] در این نوشتار ابتدا نمونه‌هایی از مراسم و اعمال ادیان مسیحیت، یهودیت و مجوس (زرتشتی) ذکر می‌شود و سپس حکم فقهی آن از دیدگاه مذاهب فقهی بررسی خواهد شد.

1. مصادیق اعمال و مراسم آیینی

1. 1. مسیحیان

اعمال مسیحیان دو بخش دارد: یکی اعمالی که داخل کلیسا انجام می‌دهند و دیگری اعمالی که بیرون از آن به‌جا می‌آورند. مسیحیان هنگام ورود به کلیسا نخست از پیشانی تا روی سینه و سپس از شانه چپ به‌ سوی شانه راست انگشتان دست را صلیب‌وار می‌کشند. آنان با این عمل ابتدا خاطره مصلوب‌شدن حضرت مسیحj را به‌ یاد می‌آورند و سپس از درگاه الاهی طلب بخشایش و رستگاری می‌کنند.[2] از دیگر اعمالی که مسیحیان در کلیسا انجام می‌دهند، دودکردن اسپند است. اعتقاد عموم بر آن است که به همراه دود اسپند، آهنگ نیایش آدمیان نیز به درگاه الاهی صعود می‌کند.[3]

 مسیحیان مراسم دیگری نیز با عنوان «مراسم قبرستان» دارند. بدین ‌صورت که پس از برگزاری اعیاد بزرگ مذهبی، مردم موظف‌اند بر سر آرامگاه کسان و خویشان و نزدیکان خود بروند و مراسم خاصی را اجرا کنند.[4]

 همچنین، یکی از روزهای مقدس برای مسیحیان، که آن را جشن می‌گیرند، سال‌روز میلاد حضرت عیسیj، معروف به روز «کریسمس» است. مسیحیان در تاریخ بیست‌و‌پنجم دسامبر این روز را جشن می‌گیرند. این روز، هم به ‌منزله تعطیلات دینی و هم به‌ مثابه تعطیلات غیردینی جشن گرفته می‌شود و برای خود آداب خاصی دارد، از جمله: آذین‌بستن درخت، فرستادن کارت، گرفتن هدیه و سرودخوانی.[5]

1. 2. یهودیان

پیروان دین یهود نیز همانند پیروان ادیان دیگر جهان، در آیین خود، به انجام‌دادن اعمالی معتقدند. مهم‌ترین کار روز برای یهودیان سنتی، به ترتیب به‌جاآوردن نمازها است: نماز صبح یا شَحَریت (سحر)، نماز عصر یا مینحا (قربانی)، و نماز شام یا عَزویت (مَعریو) (شامگاه). پیروان دین یهود زمان‌های مقدسی را نیز در آیین خود دارند، مانند: جشن سال نو، ده روز توبه، روز فدیه، عید سایه‌بان‌ها.[6]

1. 3. زرتشتیان

زرتشتیان در آیین خود آدابی دارند که از زمان‌های بسیار کهن اجرا می‌کرده‌اند و آن سدره‌پوشیدن و کشتی‌بستن است. سدره عبارت است از پیراهنی سفید از نخ پنبه بافته‌شده با آستینی کوتاه و بی‌یقه که پیشِ سینه چاکی دارد. کشتی عبارت است از 72 نخ یا رشته که از پشم سفید گوسفند است و به ‌دست زنی موبد بافته می‌شود.[7] دو تصویر مربوط به آیین سدره‌پوشی و کشتی‌بندی را نیز در اینجا می‌بینید:

 

 

2. حقوق اقلیت‌ها در انجام‌دادن اعمال و مراسم آیینی از دیدگاه مذاهب خمسه

پس از شناخته‌شدن مصادیق اقلیت‌های رسمی در اسلام و همچنین ذکر نمونه‌هایی از اعمال آیینی آنان، اینک بحث «حقوق اقلیت‌ها در انجام‌دادن اعمال و مراسم آیینی از نظر فقه امامیه و اهل تسنن» در دو محور تحلیل و بررسی می‌شود: 1. مراسم آیینی اقلیت‌ها به صورت گروهی؛ 2. اعمال آیینی اقلیت‌ها به صورت فردی.

2. 1. مراسم آیینی اقلیت‌ها به صورت گروهی

فقهای مذاهب اسلامی درباره فعالیت غیرمسلمانان در خصوص انجام‌دادن علنی اعمال آیینی با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در این باره دو قول وجود دارد:

قول اول: فقهای حنفی، مالکی و شافعی معتقدند اهل ذمه فقط مجازند دور از چشم دیگران و مخفیانه به فرائض دینی خود عمل کنند. دلایل قائلان به این قول چنین است:

1. اظهار شعائر غیراسلامی در شهرهای مسلمان‌نشین موجب هتک حرمت مسلمانان است.

2. شهرهای اسلامی محل اظهار شعائر اسلام مانند اقامه حدود، اقامه نماز جماعت و محل اجرای احکام اسلام است. لذا اظهار شعائر کفر با آن منافات دارد.

 البته فقهای مذاهب ذکرشده معتقدند اهل ذمه می‌توانند مراسم و شعائرشان را در منازل و معابدشان برپا بدارند. زیرا فقط اظهار شعائر کفر ممنوع است و برپایی مخفیانه شعائر و فرائض اهل ذمه سبب اظهار شعائر کفر نمی‌شود. محدودیت‌های ذکرشده برای اهل ذمه در یک جا از آنان برداشته می‌شود و آن در روستاها و مکان‌هایی است که جزء شهرهای مسلمانان نباشد. در این صورت می‌توانند آزادانه و علنی امور مذهبی خویش را انجام دهند.[8]

قول دوم: فقهای حنبلیه و امامیه چنین فتوا داده‌اند که اهل ذمه حتی در روستاهای ذمی‌نشین نیز حق برپایی علنی شعائر و مراسم دینی را ندارند و فقط می‌توانند مخفیانه اعمال آیینی خود را به جا آورند.

2. 1. 1. داخل‌شدن غیرمسلمانان به اماکن مسلمانان

بحث دیگر مرتبط با این مسئله این است که: آیا غیرمسلمانان حق ورود به اماکن مقدس مسلمانان را دارند یا خیر؟ این موضوع را در سه محور بررسی می‌کنیم:

الف. مسجدالحرام

درباره اینکه آیا غیرمسلمانان اجازه ورود به مسجدالحرام را دارند یا خیر، دو قول از فقها وجود دارد:

قول اول: فقهای مذهب حنفی معتقدند یهود و نصارا می‌توانند وارد مسجدالحرام شوند.[9] ادله قائلان به این قول چنین است:

1. فرستادگان یثرب نزد پیامبرn آمدند و آن حضرت آنان را به مسجد برد و چون این ماجرا قبل از هجرت آن حضرت به مدینه بوده است، معلوم می‌شود آنان وارد مسجدالحرام شده‌اند.[10]

2. زمان فتح مکه، پیامبرn چنین اعلام کرد: «کسی که وارد خانه ابوسفیان و همچنین کعبه شود، در امان خواهد بود».[11] این اعلام عمومی رسول خداn دلالت می‌کند که ورود مشرکان و کفار به مسجدالحرام و کعبه بدون اشکال است.

3. وقتی جایز است که کافر وارد سایر مساجد شود، دخول او در مسجدالحرام نیز اشکالی ندارد.[12]

رد ادله قول اول: در رد سه دلیل ذکرشده می‌توان چنین پاسخ داد که دو دلیل اول مربوط به ابتدای ظهور اسلام و جریان‌های اولیه آن است، در حالی ‌که بعدها و در آیه 28 سوره توبه[i] نسخ شد. در دلیل سوم هم قیاس مسجدالحرام با سایر مساجد، کار صحیحی نیست. زیرا روشن است که قدر و شرافت مسجدالحرام در مقایسه با مساجد دیگر بیشتر است.[13]

قول دوم: فقهای مالکیه، شافعیه، حنبلیه و امامیه چنین گفته‌اند که غیرمسلمانان اجازه ورود به مسجدالحرام را ندارند.[14] دلیل این فقها، این آیه از قرآن کریم است: «یا ایها الذین آمنوا إنما المشرکون نجَسٌ فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! محققاً (بدانید که) مشرکان نجس و پلید هستند. پس نباید بعد از این سال به مسجدالحرام قدم گذارند».[15]

ب. عموم مساجد مسلمانان

اینک این بحث دنبال می‌شود که: آیا غیرمسلمانان این حق را دارند که به دیگر مساجد مسلمانان وارد شوند یا خیر؟ اقوال فقها در این باره چنین است:

قول اول: فقهای حنفیه و شافعیه گفته‌اند ورود کافر به عموم مساجد مسلمانان جایز است.[16]

قول دوم: فقهای مالکیه و گروهی از فقهای امامیه فتوا داده‌اند که ورود غیرمسلمانان به هیچ مسجدی جایز نیست.[17]

قول سوم: فقهای حنبلیه معتقدند ورود غیرمسلمانان به مساجد، بدون اذن مسلمانان جایز نیست، پس اگر مسلمانان به آنان اذن ورود دادند، می‌توانند به مسجد وارد شوند.[18]

قول چهارم: برخی فقهای امامیه معتقدند اگر ورود غیرمسلمانان به مساجد موجب هتک حرمت آن شود، ورود جایز نیست.[19]


ج. حرم امامان معصوم امامیهb

 

پس از بحث درباره مساجد که برای مسلمانان مکانی مقدس و شریف به حساب می‌آید و در خصوص احترام به آن تعصب خاصی میان عموم مسلمانان وجود دارد، بحث دیگری نیز می‌تواند در اینجا مطرح شود: آیا به جز مساجد، اماکن دیگری نیز وجود دارد که مسلمانان به آنها توجه و عنایت خاص داشته باشند یا خیر، آن هم به گونه‌ای که حرمت آنها در میان مسلمانان، هم‌ردیف حرمت مکانی همچون مسجد باشد؟ بی‌گمان پاسخ این پرسش، مثبت است، یعنی چنین اماکنی وجود دارد که در میان مسلمانان، به­خصوص مذهب امامیه، جایگاه خاصی دارد و آن مکان دفن پیامبران الاهی و اهل بیت او است.

  این موضوع بیشتر در مذهب امامیه مطرح است؛ لذا فقط قول فقهای این مذهب‌ ذکر می‌شود. بیشتر فقهای امامیه حکم ورود غیرمسلمانان به این اماکن مقدس و شریف را به حکم ورود آنان به مساجد ملحق کرده‌اند[20] که پیش‌تر اقوال آنان ذکر شد.

 متناظر با بحث داخل‌شدن غیرمسلمانان به مساجد، بحث داخل‌شدن مسلمانان در اماکن مقدس غیرمسلمانان نیز مطرح می‌شود:

 2. 1. 2. داخل‌شدن مسلمانان در اماکن مقدس غیرمسلمانان

 آیا مسلمانان حق دارند به اماکن آیینی و مقدس غیرهم‌دینان خود وارد شوند یا خیر؟ اقوال فقهای مذاهب خمسه در خصوص حکم این مسئله چنین است:

قول اول: فقهای حنفیه معتقدند ورود مسلمانان به معابد غیرمسلمانان مکروه
است، ولی پس از اینکه مسلمانی وارد این اماکن شد، اشکالی ندارد در آنجا نماز بخواند.[21]

قول دوم: فقهای مالکیه، حنبلیه و امامیه معتقدند ورود مسلمانان به اماکن مقدس غیرمسلمانان اشکالی ندارد، ولی نمازخواندن در آنجا کراهت دارد. برخی از فقها در صورتی به کراهت نمازخواندن در معابد حکم می‌کنند که دارای تصاویر باشد و برخی دیگر به طور مطلق اقامه نماز را در آنجا مکروه می‌دانند.[22]

قول سوم: فقهای شافعیه چنین فتوا داده‌اند که ورود مسلمانان به اماکن مقدس غیرمسلمانان بدون اذن آنان جایز نیست، البته اگر در آنجا عکس وجود داشته باشد، ورود به این اماکن مطلقاً حرام است، چه اذن بدهند و چه ندهند.[23]

2. 1. 3. مراسم تشییع جنازه اموات غیرمسلمانان

درباره این مسئله قولی از فقها یافت نشد، ولی با مراجعه به سنت پیامبر اکرمn به دست می‌آید که غیرمسلمانان می‌توانند اموات خود را در جامعه اسلامی تشییع کنند، زیرا در کتاب‌های روایی آمده است که هر زمان جنازه‌ای از غیرمسلمانان در جامعه اسلامی تشییع می‌شد و حضرت خاتمn در آنجا حضور داشت، ایشان برای احترام یا تشییع از جای خویش برمی‌خاستند.[24] این مطلب دلالت دارد بر اینکه تشییع جنازه اموات غیرمسلمانان در جامعه اسلامی بدون اشکال است.

2. 1. 4. غیرمسلمانان و تبلیغ دین

آیا غیرمسلمانان در جامعه اسلامی می‌توانند دین خود را تبلیغ کنند یا خیر؟ اگر در انجام‌دادن این کار مجازند، آیا این تبلیغ باید فقط در میان خود و برای خویشاوندان خودشان باشد یا اینکه می‌توانند به طور عمومی و در میان مسلمانان این کار را انجام دهند؟

 در صدر اسلام اهل کتاب مراکزی به نام «بیت‌المدارس» داشتند که رسول خداn نیز گاهی وارد این مراکز می‌شدند.[25] از این نکته می‌توان دریافت یا حداقل احتمال داد که آنان در این مراکز درباره مسائل و امور دینی خود و حتی تبلیغ مذهب خویش بحث می‌کردند. نتیجه‌ای که از آن به‌ دست‌ می‌آید اینکه غیرمسلمانان می‌توانند فقط در میان خود تبلیغات دینی کنند نه داخل جامعه اسلامی و به طور علنی.

2. 1. 5. به‌صدادرآوردن ناقوس

این مسئله مخصوص مسیحیان است و اینکه آیا آنان می‌توانند در سرزمین اسلامی ناقوس‌های خود را به ‌صدا درآورند یا چون این کار مخالف شعائر اسلامی، به‌خصوص صدای اذان مساجد مسلمانان است، نباید آن را انجام دهند؟ درباره حکم این مسئله بیشتر فقهای مذاهب پنج‌گانه فقهی اسلام اتفاق نظر دارند که مطلق به‌صدادرآوردن ناقوس، چه داخل معبد و چه خارج از آن ممنوع است، مگر در دو صورت: 1. در روستاهایی که مخصوص به خود آنان باشد؛ 2. صدای ناقوس در داخل معبد و خیلی ضعیف باشد.[26]

 در پاسخ به این پرسش که چرا به نصارا اجازه داده شده است داخل معبد ناقوس را به ‌صدا درآورند، چنین گفته شده است:

نصب‌کردن ناقوس در بالای کنیسه به این دلیل است که صدای آن از دور شنیده شود و در واقع تبلیغی برای دین مسیحیت باشد و اگر بر آنان شرط شود که صدای ناقوس بسیار ضعیف و داخل کنیسه باشد، همین باعث می‌شود که آنان به مقصود خود (تبلیغ دین) نرسند و این کار خود را به‌تدریج ترک کنند. چون انجام‌دادن این کار برای آنها هیچ سودی نخواهد داشت.[27]

2. 2. اعمال آیینی اقلیت‌ها به‌ صورت فردی

در هر آیینی اعمال خاصی وجود دارد که به فرد فرد غیرمسلمانان مربوط می‌شود. یعنی نیازی نیست که حتماً به صورت جمعی آن را انجام دهند، بلکه این امکان وجود دارد که پیروان دین یا مذهب خاصی، به‌تنهایی نیز آن عمل آیینی را ادا کنند. از جمله:

الف. عمل به شریعت خود

در اینکه آیا غیرمسلمانان حق دارند در جامعه اسلامی طبق شریعت خود رفتار کنند یا خیر، نظر برخی از فقهای امامیه چنین است:

1. غیرمسلمانان حق دارند بر طبق شریعت خود رفتار کنند و احدی از مسلمانان حق اعتراض به آنان را ندارد، اگرچه آن عمل از دیدگاه اسلام حرام باشد؛ مگر اینکه به آن عمل تجاهر کنند که در این صورت به مقتضای شریعت اسلام با آنان رفتار می‌شود.[28]

2. غیرمسلمانان در جامعه اسلامی می‌توانند شراب بنوشند و در این خصوص هیچ کیفری ندارند.[29]

 طبق جمع‌بندی میان اقوال فوق، این مطلب به دست می‌آید که غیرمسلمانان می‌توانند در خفا اعمالی را که طبق آیین خود جایز است انجام دهند، ولی از انجام‌دادن علنی آن باید دوری کنند. سنت معصومb دلیل اثبات فتاوای ذکرشده است. به این صورت که یکی از یاران حضرت علیj می‌گوید:

وقتی با امیرالمؤمنین از جنگ صفین برمی‌گشتیم، لشکر نزد معبد راهبی
منزل گرفت. در این هنگام مرد کهن‌سال و خوش‌سیمایی از معبد خارج شده و به جانب ما آمد، در حالی ‌‌که کتابی در دست داشت. نزد حضرت شتافت و ایشان را با اشاره به منصب خلافت مخصوص به آن حضرت سلام داد. حضرت علیj به وی فرمود: «آفرین ای برادرم شمعون بن حمون! حالت چطور است؟ خدایت رحمت کند».[30]

 از این مطلب به‌ دست‌ می‌آید که آن شخص درون معبد در حال عبادت و نیایش با خداوند طبق آیین خود بود، ولی حضرت علیj با وجود واضح‌بودن این مطلب بر او ایرادی نگرفتند.

ب. اظهار شعائر غیراسلامی در جامعه اسلامی

آیا اقلیت‌ها این حق را دارند که شعائر و مختصات آیین خود را در معبد یا بیرون از آن اظهار کنند یا اینکه چون این کار توهین به مقدسات مسلمانان و از شعائر شرک و کفر است، ممنوع است؟ برای پرداختن دقیق‌تر به این بحث، آن را در خصوص نصارا بررسی می‌کنیم. می‌توان گفت تمامی فقها اجماع دارند که بر نصارا ممنوع است که به اظهار صلیب اقدام کنند. برخی فقها در این باره چنین فتوا داده‌اند:

فقهای حنفیه: نصارا نباید صلیب را از کنائس و منازل خود خارج کنند و آن را در کوچه و خیابان به همراه داشته باشند.[31]

فقهای مالکیه: اگر نصارا صلیب را در اعیاد خود ظاهر کنند، باید از آنان گرفته و شکسته شود و سپس تأدیب شوند.[32]

فقهای شافعیه: نصارا حق اظهار صلیب در جامعه اسلامی را ندارند.[33]

فقهای حنبلیه: نصارا نباید کار منکری مانند نکاح محارم و صلیب را در اسلام اظهار کنند.[34] همچنین، نباید بر در و دیوارهای بیرونی کنائس صلیب نصب کنند؛ ولی از نقش‌کردن صلیب بر دیوارهای داخلی کنیسه منع نمی‌شوند.[35]

فقهای امامیه: کارهایی که واجب است اهل ذمه از آن منع شوند، عبارت است از: 1. آنچه منافی با امان باشد؛ 2. آنچه با انجام‌دادن آن بر مسلمانان ضرر وارد شود؛ 3. اظهار منکرات در سرزمین اسلامی.[36]

دلیل جایزنبودن اظهار صلیب در جامعه اسلامی

دلایل برخی از قائلان به جایزنبودن اظهار صلیب در جامعه اسلامی چنین است:

1. قول صحابی:ابن‌عباس، یکی از صحابی پیامبر اکرمn، در کلامی اظهار صلیب برای نصارا را ممنوع دانسته است.[37]

2. نصارا با اظهار صلیب باعث ناراحتی و اذیت روحی مسلمانان می‌شوند.[38] تا زمانی که صلیب از شعائر ظاهر کفر باشد، اهل کتاب از اظهار آن منع می‌شوند؛ زیرا اظهار صلیب در این صورت به‌ منزله اظهار بت خواهد بود. دلیل تشبیه صلیب به بت این است که چون بت، معبود صاحبان آن است، صلیب نیز معبود نصارا است و به همین دلیل است که نصارا را «بندگان صلیب» نیز می‌نامند.[39]

نتیجه

با توجه به آنچه گذشت:

1. اقلیت‌های دینی موجود در جامعه اسلامی این حق را دارند تا هر مکانی را برای اقامت خود انتخاب کنند.

2. اگر ساکنان مکانی که غیرمسلمانان برای زندگی خویش انتخاب کرده‌اند همگی یا بیشتر آنان با یکدیگر هم‌دین باشند، می‌توانند اماکن عبادی نیز برای خود داشته باشند و در آن اعمال و مراسم خاص آیین خود را به‌جا آورند.

3. اگر منطقه‌ای که غیرمسلمانان در آنجا زندگی می‌کنند، محل سکونت مسلمانان است و شعائر اسلامی در آن برپا می‌شود، نباید شعائر آیینی خود را در جامعه اظهار و مراسم و اعمال آیینی خود را علناً برگزار کنند. زیرا این کار آنان هم نوعی بی‌احترامی به قوانین اسلامی خواهد بود و هم انحرافی در اذهان عمومی مسلمانان پدید خواهد آورد.

4. غیرمسلمانان در صورتی می‌توانند اعمال و مراسم آیینی در منازل و معابد آیینی خود به‌جا آورند که اثری از آن در خارج از این اماکن حس نشود، یعنی نه کسی از مسلمانان باید آن اعمال و مراسم را به چشم ببیند و نه اینکه صدای اعمال و مراسمِ در حال برگزاری در خارج از منازل و معابد مخصوص به آنان شنیده شود.

 



[1]. بقره: 62؛ مائده: 69؛ حج: 17.

[2]. مانوکیان، آرداک، اعیاد کلیسای ارمنی، ص135.

[3]. همان، ص136.

[4]. همان، ص139.

 [5]. نک.: ادبی، محمدجواد، «روزنه‌ای به مفاهیم ادیان در دایرة‌المعارف‌ها، دایرة‌المعارف مناسک، شعایر و جشن‌های دینی»، ص30-32.

[6]. آنترمن، آلن، باورها و آیین‌های یهودی، ص255-275.

[7]. نک.: رضی، هاشم، راهنمای دین زرتشتی، ص58 و 59.

[8]. الکاسانی الحنفی، أبوبکر بن مسعود، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج7، ص113؛ القرطبی، محمد بن أحمد، البیان والتحصیل والشرح والتوجیه والتعلیل لمسائل المستخرجة، ج9، ص326؛ الماوردی، علی بن محمد، الحاوی فی فقه الشافعی، ج14، ص318 و 339؛ نیز نک.: البهوتی الحنبلی، منصور بن یونس، کشاف القناع، ج3، ص133؛ الطوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الامامیة، ج2، ص85؛ مکی العاملی، محمد بن جمال الدین، غایة المراد فی شرح نُکَت الارشاد و حاشیة الارشاد، ج1، ص499.

[9]. ابن ‌نجیم، زین الدین بن إبراهیم، الأشباه والنظائر، ج1، ص325؛ الموصلی الحنفی، عبدالله بن محمود، الاختیار لتعلیل المختار، ج4، ص177.

[10]. الموصلی الحنفی، عبدالله بن محمود، الاختیار لتعلیل المختار، ج4، ص177؛ القرطبی الأنصاری الخزرجی، محمد بن أحمد، الجامع لأحکام القرآن، ج8، ص104-106.

[11]. القرطبی، محمد بن أحمد، البیان والتحصیل والشرح والتوجیه والتعلیل لمسائل المستخرجة، ج9، ص326.

[12]. الرّازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج4، ص18.

[13]. همان.

[14]. عبد الناصر، جمال، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ج20، ص184؛ المواق المالکی، التاج والاکلیل لمختصر خلیل، ج1، ص464؛ الأنصاری السنیکی، زکریا بن محمد بن زکریا، أسنی المطالب فی شرح روض الطالب، ج17، ص367؛ النووی، یحیی ابن شرف، المجموع شرح المهذب، ج19، ص433، باب عقد الذمة؛ المرداوی، علی بن سلیمان، الانصاف فی معرفة الراجح من الخلاف علی مذهب الامام أحمد بن حنبل، ج4، ص172؛ المحقق الحلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج1، ص332؛ النجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج21، ص285.

[15]. توبه: 28.

[16]. ابن‌نجیم، زین الدین بن إبراهیم، الاشباه والنظائر، ج1، ص325 ؛ الموصلی الحنفی، عبدالله بن محمود، الاختیار لتعلیل المختار، ج4، ص177.

[17]. عبد الناصر، جمال، موسوعة الفقه الاسلامی المقارن، ج20، ص184؛ المواق المالکی، التاج والاکلیل لمختصر خلیل، ج1، ص464؛ المحقق الحلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج1، ص332؛ العاملی، زین الدین بن علی، مسالک الأفهام، ج3، ص80؛ النجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج21، ص285؛ الأردبیلی، أحمد، مجمع الفائدة والبرهان فی شرح إرشاد الأذهان، ج7، ص520.

[18]. عبد الناصر، جمال، جمهوریة مصر العربیة وزارة الأوقاف المجلس الأعلی للشئون الاسلامیة، ص194؛ المقدسی الدمشقی، ابن‌قدامة، الشرح الکبیر علی متن المقنع، ج10، ص607 و 624؛ ابن‌قیم، زادالمعاد فی هدی خیر العباد، ج3، ص601 و 638.

[19]. الموسوی الخوئی، سید ابوالقاسم، منهاج الصالحین، ج1، ص400.

[20]. نک.: النجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج21، ص285.

[21]. الکاسانی الحنفی، أبوبکر بن مسعود بن أحمد، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج4، ص176؛ ابن‌عابدین، رد المحتار علی الدر المختار، ج1، ص380؛ الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ص155.

[22]. الدسوقی المالکی، محمد بن أحمد بن عرفة، حاشیة الدسوقی علی الشرح الکبیر، ج1، ص189؛ البهوتی الحنبلی، منصور بن یونس، کشاف القناع عن متن الاقناع، ج1، ص293؛ النوری الطبرسی، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج8، ص375؛ الکرکی، علی ابن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج2، ص131؛ الحلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج2، ص386؛ الموسوعة الفقهیة الکویتیة، ص155.

[23]. العجیلی الأزهری الجمل، سلیمان بن عمر، فتوحات الوهاب بتوضیح شرح منهج الطلاب المعروف بحاشیة الجمل، ج3، ص572؛ القلیوبی، أحمد سلامة؛ عمیرة، أحمد البرلسی، حاشیتا قلیوبی و عمیرة علی شرح المحلی علی المنهاج، ج4، ص236.

[24]. نک.: الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج2، ص670؛ القشیری النیسابوری، مسلم بن الحجاج، الجامع الصحیح المسمی صحیح مسلم، ج3، ص57 و 58، ح2266 و 2269؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج78، ص273؛ البخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، کتاب الجنائز، باب من قام لجنازة یهودی، ح1311 و 1312.

[25]. السهیلی، ابوالقاسم، الروض الأنف، ج4، ص354.

[26]. نک.: الکاسانی الحنفی، أبوبکر بن مسعود بن أحمد، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج7، ص113؛ الحمیری الیمانی الصنعانی، عبد الرزاق بن همام، المصنف، ج4، ص384؛ الکلبی الغرناطی، محمد بن أحمد، القوانین الفقهیة، ص162؛ الشافعی، محمد بن ادریس، الأم مع مختصر المزنی، ج4، ص218؛ النووی، یحیی بن شرف، روضة الطالبین و عمدة المفتین، ج7، ص510 و 511، کتاب عقد الجزیة والهدنة؛ البهوتی الحنبلی، منصور بن یونس، کشاف القناع عن متن الاقناع، ج3، ص133؛ المحقق حلی، جعفر بن حسن، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، ج2، ص460.

[27]. إبن قیم، محمد ابن ابی بکر، أحکام اهل الذمة، ج3، ص1239.

[28]. مکی العاملی، محمد بن جمال الدین، غایة المراد فی شرح نُکَت الارشاد و حاشیة الارشاد،ج1، ص499.

[29]. الطوسی، محمد بن حسن، النهایة، ص711؛ الشیرازی، إبراهیم بن علی، المهذب فی فقه الامام الشافعی، ج2، ص256.

[30]. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج15، ص236.

[31]. الشیبانی، محمد بن حسن، شرح کتاب السیر الکبیر إملاء محمد بن أحمد السرخسی، ج1، ص43.

[32]. المواق المالکی، التاج والاکلیل لمختصر خلیل، ج4، ص601.

[33]. الأنصاری السنیکی، زکریا بن­ محمد بن­ زکریا، أسنی المطالب فی شرح روض الطالب، ج11، ص211.

[34]. السیوطی الرحیبانی، مصطفی، مطالب أولی النهی فی شرح غایة المنتهی، ج2، ص612.

[35]. ابن‌ قیم، محمد ابن ابی بکر، أحکام اهل الذمة، ج3، ص1240 و 1241.

[36]. الطوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج2، ص44.

[37]. نک.: الحمیری الیمانی الصنعانی، عبد الرزاق بن همام، المصنف، ج6، ص60، ح10002.

[38]. السیوطی الرحیبانی، مصطفی، مطالب أولی النهی فی شرح غایة المنتهی، ج2، ص612.

[39]. ابن ‌قیم، محمد ابن ابی بکر، أحکام اهل الذمة، ج3، ص1240 و 1241



[i]. «یا ایها الذین آمنوا إنما المشرکون نجَسٌ فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا».

 

منابع

قرآن کریم (1386). ترجمه: مهدی الاهی قمشه‌ای، بی‌جا: انتشارات پارسیان، چاپ نهم.

آنترمن، آلن (1385). باورها و آیین‌های یهودی، ترجمه: رضا فرزین، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

ابن عابدین، محمد أمین بن عمر بن عبد العزیز عابدین الدمشقی الحنفی (1412/1992). رد المحتار على الدر المختار، بیروت: دار الفکر، الطبعة الثانیة.

ابن نجیم، زین الدین بن إبراهیم (1400/1980). الأَشباه والنظائر علی مذهبِ أبِی حنیفة النعمانِ، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن‌قیم، محمد ابن ابی بکر (1415). زادالمعاد فی هدی خیر العباد، بیروت: مؤسسة الرسالة.

ابن‌قیم، محمد ابن ابی بکر (1418/1997). أحکام أهل الذمة، تحقیق: یوسف بن أحمد البکری، شاکر بن توفیق العاروری، بی‌جا: الدمام، الطبعة الاولی.

ادبی، محمدجواد (1384). «روزنه‌ای به مفاهیم ادیان در دایرة‌المعارف‌ها، دایرة‌المعارف مناسک، شعایر و جشن‌های دینی»، در: اخبار ادیان، ش17، ص29-32.

الأردبیلی، أحمد (1409). مجمع الفائدة والبرهان فی شرح إرشاد الأذهان، تحقیق: مجتبی عراقی، علی‌پناه اشتهاردی، حسین یزدی، قم: مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول.

الأنصاری السنیکی، زین الدین أبویحیی زکریا بن محمد بن زکریا (بی‌تا). أسنی المطالب فی شرح روض الطالب، بی‌جا: دار الکتاب الاسلامی.

البخاری الجعفی، أبوعبدالله محمد بن إسماعیل (1422). الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلی الله علیه و سلم و سننه و أیامه = صحیح البخاری، بی‌جا: بی‌نا، الطبعة الاولی.

البصری البغدادی (الماوردی)، أبوالحسن علی بن محمد بن محمد بن حبیب (1414/1994). الحاوی فی فقه الشافعی، بی‌جا: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی.

البهوتی الحنبلی، منصور بن یونس بن صلاح الدین بن حسن بن إدریس (بی‌تا). کشاف القناع عن متن الاقناع، بی‌جا: دار الکتب العلمیة.

الحلی، جمال الدین أبومنصور الحسن بن یوسف بن المطهر الأسدی (1414). تذکرة الفقهاء، قم: مؤسسة آل البیتb لاحیاء التراث.

الحمیری الیمانی الصنعانی، أبوبکر عبد الرزاق بن همام بن نافع (1403). المصنف، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، بیروت: المکتب الاسلامی، الطبعة الثانیة.

الخوئی، سید أبوالقاسم (1410). منهاج الصالحین، قم: مدینة العلم، چاپ بیست‌وهشتم.

الدسوقی المالکی، محمد بن أحمد بن عرفة (بی‌تا). حاشیة الدسوقی علی الشرح الکبیر، تحقیق: محمد علیش، بیروت: دار الفکر.

الرازی، أبوعبدالله محمد بن عمر (1420). مفاتیح الغیب = التفسیر الکبیر، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الثالثة.

رضی، هاشم (1352). راهنمای دین زرتشتی، تهران: سازمان انتشارات فروهر.

السهیلی الخثعمی، أبوالقاسم عبد الرحمن بن عبد الله بن أحمد (1412). الروض الأنف فی شرح السیرة النبویة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الاولی.

السیوطی الرحیبانی، مصطفی (1961). مطالب أولی النهی فی شرح غایة المنتهی، دمشق: المکتب الاسلامی.

الشافعی، أبی ‌عبدالله محمد بن ادریس (1400/1980). الأم مع مختصر المزنی، بی‌جا: دار الفکر، الطبعة الاولی.

الشافعی، أبی ‌عبدالله محمد بن ادریس (1403/1983). الأم مع مختصر المزنی، بی‌جا: دار الفکر، الطبعة الثانیة.

الشیبانی، محمد بن الحسن (1417/1997). شرح کتاب السیر الکبیر إملاء محمد بن أحمد السرخسی، تحقیق: محمد حسن محمد إسماعیل، بیروت: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی.

الشیرازی، أبواسحاق إبراهیم بن علی بن یوسف (بی‌تا). المهذب فی فقه الامام الشافعی، بی‌جا: دار الکتب العلمیة.

الطوسی، أبوجعفر محمد بن الحسن (بی‌تا). المبسوط فی فقه الامامیة، بی‌جا: مکتبة المرتضویة.

الطوسی، أبوجعفر محمد بن الحسن (بی‌تا). النهایة، بی‌جا: بی‌نا.

العاملی (الشهید الثانی)، زین الدین بن علی (1413). مسالک الافهام إلی تنقیح شرائع الاسلام، تحقیق و نشر: مؤسسة المعارف الاسلامیة، بی‌جا.

عبد الناصر، جمال (1408/1988). موسوعة الفقه الاسلامی المقارن الشهیرة بموسوعة جمال عبد الناصر الفقهیة، جمهوریة مصر العربیة: وزارة الأوقاف المجلس الأعلی للشئون الاسلامیة.

العجیلی الأزهری الجمل، سلیمان بن عمر بن منصور (بی‌تا). فتوحات الوهاب بتوضیح شرح منهج الطلاب المعروف بحاشیة الجمل (منهج الطلاب اختصره زکریا الأنصاری من منهاج الطالبین للنووی ثم شرحه فی شرح منهج الطلاب)، بی‌جا: دار الفکر.

القرطبی الأنصاری الخزرجی، أبوعبدالله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (1423/2003). الجامع لأحکام القرآن، تحقیق: هشام سمیر البخاری، الریاض: دار عالم الکتب.

 القرطبی، أبوالولید محمد بن أحمد بن رشد (1408/1988). البیان والتحصیل والشرح والتوجیه والتعلیل لمسائل المستخرجة، تحقیق: محمد حجی و دیگران، بیروت: دار الغرب الاسلامی، الطبعة الثانیة.

القشیری النیسابوری، أبوالحسین مسلم بن الحجاج بن مسلم (بی‌تا). الجامع الصحیح المسمی صحیح مسلم، بیروت: دار الجیل، دار الآفاق الجدیدة.

القلیوبی، أحمد سلامة؛ عمیرة، أحمد البرلسی (1415/1995). حاشیتا قلیوبی و عمیرة علی شرح المحلی علی المنهاج، بیروت: دار الفکر.

الکاسانی الحنفی، علاء الدین أبوبکر بن مسعود بن أحمد (1406/1986). بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، بی‌جا: دار الکتب العلمیة، الطبعة الثانیة.

الکرکی (المحقق الثانی)، علی بن الحسین (1408). جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم: تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیتb لاحیاء التراث، المهدیة، چاپ اول.

الکلبی الغرناطی، أبوالقاسم محمد بن أحمد بن محمد بن عبد الله ابن جزی (بی‌تا). القوانین الفقهیة، بی‌جا: بی‌نا.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق (بی‌تا). الکافی، بی‌جا: بی‌نا.

مانوکیان، آرداک (1373). اعیاد کلیسای ارمنی، ترجمه: هرایر خالاتیان، تهران: شورای خلیفه­گری ارامنه تهران، چاپ‌خانه نائیری، چاپ سوم.

مجلسی، محمد باقر (1403/1983). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

المحقق الحلی، نجم الدین أبوالقاسم جعفر بن الحسن الهذلی (1409). شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، تهران: انتشارات استقلال، چاپ دوم.

المرداوی الدمشقی الصالحی، علاء الدین أبوالحسن علی بن سلیمان (1419). الانصاف فی معرفة الراجح من الخلاف علی مذهب الامام أحمد بن حنبل، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الاولی.

المقدسی الدمشقی الحنبلی، أبومحمد موفق الدین عبدالله بن أحمد بن محمد بن قدامة (بی‌تا). الشرح الکبیر علی متن المقنع، اشراف بر چاپ: محمد رشید رضا صاحب المنار، بی‌جا: دار الکتاب العربی.

مکی العاملی (شهید الأول)، محمد بن جمال الدین (1414). غایة المراد فی شرح نُکَت الارشاد و حاشیة الارشاد، شهید ثانی زین الدین بن علی العاملی، تحقیق: رضا مختاری، همکاران: علی‌اکبر زمانی‌نژاد، علی مختاری، سید ابوالحسن مطلبی، قم: مرکز الأبحاث والدراسات الاسلامیة.

المواق المالکی العبدری الغرناطی (1416/1994). التاج والاکلیل لمختصر خلیل، بی‌جا: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی.

الموسوعة الفقهیة الکویتیة (1429). کویت: وزارة الأوقاف والشئون الاسلامیة.

الموسوی الخوئی، سید ابوالقاسم (1410). منهاج الصالحین، قم: مدینة العلم.

الموصلی الحنفی، عبدالله بن محمود بن مودود (1426/2005). الاختیار لتعلیل المختار، تحقیق: عبد اللطیف محمد عبد الرحمن، بیروت: دار الکتب العلمیة، الطبعة الثالثة.

النجفی، محمد حسن (1392). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تصحیح: شیخ عباس قوچانی، تهران: دار الکتب الاسلامیة.

النوری الطبرسی، حسین (1407). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسة آل البیتb، الطبعة الاولی.

النووی، أبوزکریا محیی الدین یحیی بن شرف (1412/1991). روضة الطالبین و عمدة المفتین، تحقیق: زهیر الشاویش، بیروت/ دمشق/عمان: المکتب الاسلامی، الطبعة الثالثة.

قرآن کریم (1386). ترجمه: مهدی الاهی قمشه‌ای، بی‌جا: انتشارات پارسیان، چاپ نهم.

آنترمن، آلن (1385). باورها و آیین‌های یهودی، ترجمه: رضا فرزین، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.

ابن عابدین، محمد أمین بن عمر بن عبد العزیز عابدین الدمشقی الحنفی (1412/1992). رد المحتار على الدر المختار، بیروت: دار الفکر، الطبعة الثانیة.

ابن نجیم، زین الدین بن إبراهیم (1400/1980). الأَشباه والنظائر علی مذهبِ أبِی حنیفة النعمانِ، بیروت: دار الکتب العلمیة.

ابن‌قیم، محمد ابن ابی بکر (1415). زادالمعاد فی هدی خیر العباد، بیروت: مؤسسة الرسالة.

ابن‌قیم، محمد ابن ابی بکر (1418/1997). أحکام أهل الذمة، تحقیق: یوسف بن أحمد البکری، شاکر بن توفیق العاروری، بی‌جا: الدمام، الطبعة الاولی.

ادبی، محمدجواد (1384). «روزنه‌ای به مفاهیم ادیان در دایرة‌المعارف‌ها، دایرة‌المعارف مناسک، شعایر و جشن‌های دینی»، در: اخبار ادیان، ش17، ص29-32.

الأردبیلی، أحمد (1409). مجمع الفائدة والبرهان فی شرح إرشاد الأذهان، تحقیق: مجتبی عراقی، علی‌پناه اشتهاردی، حسین یزدی، قم: مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول.

الأنصاری السنیکی، زین الدین أبویحیی زکریا بن محمد بن زکریا (بی‌تا). أسنی المطالب فی شرح روض الطالب، بی‌جا: دار الکتاب الاسلامی.

البخاری الجعفی، أبوعبدالله محمد بن إسماعیل (1422). الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلی الله علیه و سلم و سننه و أیامه = صحیح البخاری، بی‌جا: بی‌نا، الطبعة الاولی.

البصری البغدادی (الماوردی)، أبوالحسن علی بن محمد بن محمد بن حبیب (1414/1994). الحاوی فی فقه الشافعی، بی‌جا: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی.

البهوتی الحنبلی، منصور بن یونس بن صلاح الدین بن حسن بن إدریس (بی‌تا). کشاف القناع عن متن الاقناع، بی‌جا: دار الکتب العلمیة.

الحلی، جمال الدین أبومنصور الحسن بن یوسف بن المطهر الأسدی (1414). تذکرة الفقهاء، قم: مؤسسة آل البیتb لاحیاء التراث.

الحمیری الیمانی الصنعانی، أبوبکر عبد الرزاق بن همام بن نافع (1403). المصنف، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، بیروت: المکتب الاسلامی، الطبعة الثانیة.

الخوئی، سید أبوالقاسم (1410). منهاج الصالحین، قم: مدینة العلم، چاپ بیست‌وهشتم.

الدسوقی المالکی، محمد بن أحمد بن عرفة (بی‌تا). حاشیة الدسوقی علی الشرح الکبیر، تحقیق: محمد علیش، بیروت: دار الفکر.

الرازی، أبوعبدالله محمد بن عمر (1420). مفاتیح الغیب = التفسیر الکبیر، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الثالثة.

رضی، هاشم (1352). راهنمای دین زرتشتی، تهران: سازمان انتشارات فروهر.

السهیلی الخثعمی، أبوالقاسم عبد الرحمن بن عبد الله بن أحمد (1412). الروض الأنف فی شرح السیرة النبویة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الاولی.

السیوطی الرحیبانی، مصطفی (1961). مطالب أولی النهی فی شرح غایة المنتهی، دمشق: المکتب الاسلامی.

الشافعی، أبی ‌عبدالله محمد بن ادریس (1400/1980). الأم مع مختصر المزنی، بی‌جا: دار الفکر، الطبعة الاولی.

الشافعی، أبی ‌عبدالله محمد بن ادریس (1403/1983). الأم مع مختصر المزنی، بی‌جا: دار الفکر، الطبعة الثانیة.

الشیبانی، محمد بن الحسن (1417/1997). شرح کتاب السیر الکبیر إملاء محمد بن أحمد السرخسی، تحقیق: محمد حسن محمد إسماعیل، بیروت: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی.

الشیرازی، أبواسحاق إبراهیم بن علی بن یوسف (بی‌تا). المهذب فی فقه الامام الشافعی، بی‌جا: دار الکتب العلمیة.

الطوسی، أبوجعفر محمد بن الحسن (بی‌تا). المبسوط فی فقه الامامیة، بی‌جا: مکتبة المرتضویة.

الطوسی، أبوجعفر محمد بن الحسن (بی‌تا). النهایة، بی‌جا: بی‌نا.

العاملی (الشهید الثانی)، زین الدین بن علی (1413). مسالک الافهام إلی تنقیح شرائع الاسلام، تحقیق و نشر: مؤسسة المعارف الاسلامیة، بی‌جا.

عبد الناصر، جمال (1408/1988). موسوعة الفقه الاسلامی المقارن الشهیرة بموسوعة جمال عبد الناصر الفقهیة، جمهوریة مصر العربیة: وزارة الأوقاف المجلس الأعلی للشئون الاسلامیة.

العجیلی الأزهری الجمل، سلیمان بن عمر بن منصور (بی‌تا). فتوحات الوهاب بتوضیح شرح منهج الطلاب المعروف بحاشیة الجمل (منهج الطلاب اختصره زکریا الأنصاری من منهاج الطالبین للنووی ثم شرحه فی شرح منهج الطلاب)، بی‌جا: دار الفکر.

القرطبی الأنصاری الخزرجی، أبوعبدالله محمد بن أحمد بن أبی بکر بن فرح (1423/2003). الجامع لأحکام القرآن، تحقیق: هشام سمیر البخاری، الریاض: دار عالم الکتب.

 القرطبی، أبوالولید محمد بن أحمد بن رشد (1408/1988). البیان والتحصیل والشرح والتوجیه والتعلیل لمسائل المستخرجة، تحقیق: محمد حجی و دیگران، بیروت: دار الغرب الاسلامی، الطبعة الثانیة.

القشیری النیسابوری، أبوالحسین مسلم بن الحجاج بن مسلم (بی‌تا). الجامع الصحیح المسمی صحیح مسلم، بیروت: دار الجیل، دار الآفاق الجدیدة.

القلیوبی، أحمد سلامة؛ عمیرة، أحمد البرلسی (1415/1995). حاشیتا قلیوبی و عمیرة علی شرح المحلی علی المنهاج، بیروت: دار الفکر.

الکاسانی الحنفی، علاء الدین أبوبکر بن مسعود بن أحمد (1406/1986). بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، بی‌جا: دار الکتب العلمیة، الطبعة الثانیة.

الکرکی (المحقق الثانی)، علی بن الحسین (1408). جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم: تحقیق و نشر: مؤسسة آل البیتb لاحیاء التراث، المهدیة، چاپ اول.

الکلبی الغرناطی، أبوالقاسم محمد بن أحمد بن محمد بن عبد الله ابن جزی (بی‌تا). القوانین الفقهیة، بی‌جا: بی‌نا.

الکلینی الرازی، أبی جعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق (بی‌تا). الکافی، بی‌جا: بی‌نا.

مانوکیان، آرداک (1373). اعیاد کلیسای ارمنی، ترجمه: هرایر خالاتیان، تهران: شورای خلیفه­گری ارامنه تهران، چاپ‌خانه نائیری، چاپ سوم.

مجلسی، محمد باقر (1403/1983). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

المحقق الحلی، نجم الدین أبوالقاسم جعفر بن الحسن الهذلی (1409). شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام، تهران: انتشارات استقلال، چاپ دوم.

المرداوی الدمشقی الصالحی، علاء الدین أبوالحسن علی بن سلیمان (1419). الانصاف فی معرفة الراجح من الخلاف علی مذهب الامام أحمد بن حنبل، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، الطبعة الاولی.

المقدسی الدمشقی الحنبلی، أبومحمد موفق الدین عبدالله بن أحمد بن محمد بن قدامة (بی‌تا). الشرح الکبیر علی متن المقنع، اشراف بر چاپ: محمد رشید رضا صاحب المنار، بی‌جا: دار الکتاب العربی.

مکی العاملی (شهید الأول)، محمد بن جمال الدین (1414). غایة المراد فی شرح نُکَت الارشاد و حاشیة الارشاد، شهید ثانی زین الدین بن علی العاملی، تحقیق: رضا مختاری، همکاران: علی‌اکبر زمانی‌نژاد، علی مختاری، سید ابوالحسن مطلبی، قم: مرکز الأبحاث والدراسات الاسلامیة.

المواق المالکی العبدری الغرناطی (1416/1994). التاج والاکلیل لمختصر خلیل، بی‌جا: دار الکتب العلمیة، الطبعة الاولی.

الموسوعة الفقهیة الکویتیة (1429). کویت: وزارة الأوقاف والشئون الاسلامیة.

الموسوی الخوئی، سید ابوالقاسم (1410). منهاج الصالحین، قم: مدینة العلم.

الموصلی الحنفی، عبدالله بن محمود بن مودود (1426/2005). الاختیار لتعلیل المختار، تحقیق: عبد اللطیف محمد عبد الرحمن، بیروت: دار الکتب العلمیة، الطبعة الثالثة.

النجفی، محمد حسن (1392). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، تصحیح: شیخ عباس قوچانی، تهران: دار الکتب الاسلامیة.

النوری الطبرسی، حسین (1407). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم: مؤسسة آل البیتb، الطبعة الاولی.

النووی، أبوزکریا محیی الدین یحیی بن شرف (1412/1991). روضة الطالبین و عمدة المفتین، تحقیق: زهیر الشاویش، بیروت/ دمشق/عمان: المکتب الاسلامی، الطبعة الثالثة.